

ماه مبارک رمضان، بهترین ماه ها، ماه میهمانی خدا، ماه خوبی ها، ماه شب های قدر، ماه دعا ونیایش ، ماه رحمت و آمرزش و ماه خیر و برکت است.حلول ماه مبارک رمضان، به راستی که خبر از گشایش درهای بهشت به روی آدمیان دارد. ماه تزکیه، ماه خودسازی، ماه از خویش تا خدا رفتن، ماه پرواز با دوبال قنوت از زمین تا ملکوت و شکوفایی غنچه های معنویت در سکوت سبز روزه داران و در حيرت ارغوانی سالکان کوی دوست بر شما مبارک باد.
«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)
بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازهاى خاص دارد و هیچ چیزى بىحساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.
استاد مطهرى در تعریف قدر مىفرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگىهاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیتهاى مكانى و زمانى آنها مىگردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمىگیرد.
این معنا از روایات استفاده مىشود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشىء، طوله و عرضه»؛ «اندازهگیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)
در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مىشود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.»
بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریدهها از حیث هستى و آثار و ویژگىهایشان محدودهاى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علتها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگىهاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالبهایى از داخل و خارج، اندازهگیرى و قالبگیرى مىشود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگىهاى مادى آن به شمار مىآید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستىشان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالبگیرى شدهاند. (8)
اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثهاى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.
(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودىاش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)
اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مىدهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مىشود و معلول خود را ضرورت و وجود مىدهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مىشود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگىهاى وجودىاش را مىسازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مىشود.

با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مىشود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مىگردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازهگیرى مىشود.
به عبارت روشنتر، شب قدر یكى از شبهاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شبهاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مىآید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثهاى كه در طول سال واقع مىشود، تقدیر مىگردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مىشود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مىشود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.»(14)
پس شب قدر شبى است كه: 1. قرآن در آن نازل شده است. 2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مىشود. 3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مىگردد.
بنابراین، مىتوان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازهگیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.
این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مىباشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مىفرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن نازل شده است.» طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مىفرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.» این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.
«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.
پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مىشود:
1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است. 2. قرآن در شبى مبارك از شبهاى ماه مبارك رمضان نازل شده است. 3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد. 4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است:
الف. نزول قرآن.
ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مىگردد.

اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مىشمارد:
الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).
ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).
ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).
د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مىشوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مىشوند.
ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى بر مومنان شب زندهدار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).
و. شب قدر، شب تقدیر و اندازهگیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازهگیرى در آن شب خاص است.
مرحوم كلینى در كافى از امام باقر علیه السلام نقل مىكند كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مىشود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى دربارهاش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مىگردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثهاى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مىشود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)

اعیاد شعبانیه بر شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت مبارک باد.
به نام خداوند عشق آفرین
نیایش (دکتر شریعتی)
غم شیرین دریا
تصویری از بی تابی دل
و بدان که تا بی نهایت عاشقانه دوستت دارم



دلير و بي پروا
ببر يك عصيانگر و شورشي ناراضي است، او با شتاب زدگي خاص خودش،
هميشه عليه قدرت هاي برتر طغيان مي كند و سركشي و نارضايتي با خونش
در آميخته است. ببر دوست دارد سردمدار باشد؛ ولي متاسفانه شايستگي و
برازندگي رهبري را ندارد. او هميشه اولين كسي است كه شعار حركت كردن
مي دهد. اما در كسب و كار، عشق و جنگ، احتياط حكم مي كند كه ديگران
كوركورانه از او پيروي نكنند و حتي ...
|
مشخصات کلی متولدین آبان ماه:
|
||
|
||
|
عشق را چگونه می شود نوشت
در گذر این لحظات پرشتاب شبانه
که به غفلت آن سوال بی جواب گذشت .
دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است
وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند:
من تو را
او را
کسی را دوست می دارم...
کنار جاده نشسته ام/
راننده ، چرخی را عوض می کند . /
از آنجا که می آیم دل خوشی ندارم ، /
به آنجا که می روم، نیز میل چندانی ندارم./
پس چرا بی صبرانه/
به عوض کردن چرخ نگاه می کنم ؟
- برتولت برشت ـ
موضوع این مطلب: خانواده و ازدواج
او را هميشه با لبخند به ياد ميآورم. شاد و پر تكاپو و سرمنشأ انرژيهاي مثبت.
خوب يادم هست وقتي همه از وضع بد كار گلايه ميكردند و دست از كار كشيده بودند او ميگفت: بزودي همه چيز مرتب ميشود. زندگي بالا و پايين زياد دارد.
بالا و پايين زندگي
او ديدگاههاي روشن و اميدوارانهاي در مورد زندگي داشت و واقعا اعتقاد داشت درهاي آسمان براي فرو ريختن بركت به زندگي ما هميشه باز است. او حالا فرد موفقي است و بايد بگويم با اينكه صاحب وضعيت مالي خوب و رتبه اجتماعي بالايي شده است هنوز دست از تلاش بر نداشته است و گاهي كه او را ميبينم هنوز مثل جواهر درخشان است.
يكي از رازهاي موفقيت اين است كه بدانيم زندگي هميشه عادلانه با ما برخورد نميكند. آنچه مجبور به قبولش هستيم، بپذيريم و مواردي را كه قادر به تغييرشان هستيم تغيير دهيم.
مثبت و دقيق باشيم
كاش احمد را ميديديد. جواني توانا و هوشمند اما شكسته و خسته. مطمئن هستم شما نيز در اطراف خود از اين دست افراد ديدهايد. احمد جواني 25 ساله است كه معتقد است تلاشهايش به جايي نخواهند رسيد. او به دنبال ايدههايش نميرود. بلكه دنبال كاري روتين و بدون فراز و نشيب ميگردد كه به قول خودش آب باريكهاي به زندگي او سرازير كند.
او اين قبيل كارها را نيز با بيدقتي انجام ميدهد و با همين روش تا حالا چند مورد از آب باريكههايي كه به طرفش آمدهاند را كور كرده است. او قدر تواناييهاي خود را نميداند و آنها را به اصطلاح آكبند نگه ميدارد و هميشه ميگويد من تخصصي ندارم. در حالي كه به كامپيوتر و اينترنت آشنايي كامل دارد، زبان انگليسي را بخوبي ميداند و اگر كمي حركت كند شاعر و نويسندهاي توانا ميشود، با فنون بازاريابي آشنا است و خيلي چيزهاي ديگر ولي بيشترين علاقهاش به نشستن پشت يك ميز و تايپ نامههاي اداري است.
راز ديگر موفقيت اين است كه قبل از انجام هر كاري درباره آن خوب فكر كنيم. يك لحظه بيدقتي سالها پشيماني و اندوه را به همراه ميآورد همانطور كه احمد به خاطر اشتباه در ارسال يك نامه تاييد نشده شغل خود را از دست داد.
نكته ديگر اينكه در جستجوي زيبايي موجود در زندگي، طبيعت و مردم و حتي خودمان باشيم و سپاسگزار داراييهاي مادي خود، مردم و لحظاتي كه سپري ميشوند، باشيم.
گرم مثل زندگي
كساني را ديدهايم كه در ميهمانيها در حاشيه قرار ميگيرند و در ادارات خود را پشت پروندهها پنهان ميكنند. آنها ترجيح ميدهند ديده نشوند ولي نبايد فراموش كرد كه اگر ديده نشويم انگار اصلا نيستيم. ارتباط يكي ديگر از فنون موفقيت است.
ميتوانيم به جاي گوشهگيري، تمام سعي و تلاش خود را براي بوجود آوردن سرگرميهاي مفيد به كار گيريم. اين راه بهترين روش براي بوجود آوردن رشتههاي محبت بين ديگران و خودمان است و خاطرات زيبايي را ترسيم مينمايد.
ديگران را بدون قضاوت كردن دربارهشان بپذيريم و بدانيم هر فرد با ديگري متفاوت است.
ياد بگيريم كه ديگران را ببخشيم، زيرا دلخور بودن از ديگران بيشتر خود ما را ميآزارد.
با خود خلوت كنيد
چيزهايي در درون ما هست كه سالهاست خاك ميخورد. شايد كافي است سراغشان برويم تا مثل خورشيد بدرخشند. براي اين كار بايد زماني را به خود اختصاص دهيم و كاري را انجام دهيم كه از آن لذت ميبريم و هيچگونه احساس گناهي از انجام دادن آن نداشته باشيم.
يك چشمانداز روشن
براي رسيدن به يك نتيجه مثبت بايد چشم انداز درستي داشته باشيد. براي اين كار بايد ذهن خودمان را براي ايدههاي جديد آماده كنيم و از سعي و تلاش نترسيم.
در ذهن خود برنامههايي را تصور كنيم و به سوي چيزي كه ميخواهيم، حركت كنيم. شما همان چيزي هستيد كه فكر ميكنيد و در عين حال ميتوانيد نيازهايتان را نيز احساس كنيد. پس هدفي والا براي خود تعيين كنيد و در راه تحقق آن نهايت تلاشتان را به كار ببنديد.
تمامي احساسات، عقايد و دانش ما به افكار درونيمان ــ آگاهانه يا غيرآگاهانه ــ بستگي دارد و چه بدانيم يا ندانيم تحت كنترل هستيم و ميتوانيم مثبت يا منفي، مشتاق يا بيتفاوت، فعال يا غيرفعال باشيم.
بزرگترين فرق بين مردم، رفتار و طرز برخورد آنان است. براي برخي، يادگيري لذتبخش و هيجانانگيز است، براي ديگران سخت و خستهكننده و براي بسياري ديگر، يادگيري فقط كاري ضروري براي پيدا كردن شغلي مناسب محسوب ميشود.
رفتارها و طرز برخورد ما در حال حاضر عادت ناميده ميشود كه به علت دريافت بازخورد از طرف والدين، دوستان، جامعه و خودمان شكل ميگيرد و در واقع تصويري است از ما و جهان ما.
ماندانا ملاعلي
موضوع این مطلب: خانواده و ازدواج
زندگي ماشيني باعث شده تا زوجها به داشتن تنها يك فرزند در زندگي خود بسنده كنند.
اين در حالي است كه والدين تك فرزند همواره احساس گناه ميكنند چون بر اين باورند كه تنها فرزند آنها ...
ادامه مطلب
موضوع این مطلب: خانواده و ازدواج
١- به کودک خود برچسب نزنید: تو بچه بی ادبی هستی، تو فهم و درک نداری، تو توانایی اش را نداری.
٢- او را با کودکان دیگر مقایسه نکنید، زیرا شرایط کودکان و نیز علائق آنان با هم متفاوت است.
٣- بیش از حد توان او از او انتظار نداشته باشید، او که مثل شما آدم بزرگ نیست کودک است.
۴- از حمایت بیش از حد کودک خود بپرهیزید. مثلا جای او تصمیم نگیرید و جای او مشکلاتش راحل نکنید. در جایی که حق با کودک نیست از او حمایت نکنید در غیر این صورت به کودک خود خیانت کرده و او را از مسیر حق منصرف کرده اید.
۵- ازمحکوم کردن او در نزد دیگران، در بین مردم،درمیان فامیل و به ویژه همسالان او اجتناب کنید.
٦- تمامی خواسته ها و توقعات فرزند خود را به خصوص خواسته های نا حق او را برآورده نکنید.
۷- تا حد امکان او را تنبیه بدی نکنید. از به کار بردن کلمات توهین آمیز و سبک پرهیز کنید.
٨- قوانین و مقررات مدرسه را در نزد کودک به تمسخر نگیرید. به او رعایت کردن قانون را عملا آموزش دهید.
٩- از آموزش های زودرس و یا دیررس به ویژه در مسائل جنسی خودداری کنید. اما در زمان خود به صورت جدی او را با این مسائل به نحو صحیح آشنا سازید.
۱٠- از سرکوب نیازهای کودکان خودداری کنید . پاسخ دادن به نیازهای آنها استعدادهایشان را شکوفا می کند و به آنها اعتماد به نفس می دهد و زمینه ساز جلوگیری از انحرافات در آینده می شود.
۱۱- در برابر کودک از نزاع و درگیری بین خود و همسرتان خودداری کنید. در غیر این صورت کودک همین رفتار و برخورد را با همسرش و فرزندش به ارث خواهد برد.
١٢- از یاری کردن دائمی کودک در انجام تکالیف درسی او خودداری کنید.در غیر این صورت او را وابسته به خود و دیگران نموده اید.
موضوع این مطلب: خانواده و ازدواج
آيا تا به حال اين سؤال را از يكديگر يا از خود پرسيدهايم؟ اگر هم پرسيده شده جواب شما چه بوده است؟ به تعدادي از جوابهاي احتمالي زير توجه كنيد:
خسته و كوفته از كار روزانه، فرصت نداريم،رسيدگي به امور منزل، درس و مشق بچهها، پرداخت انواع قسط و بدهي، ايستادن در انواع صف،عادت نكردهايم و با اين چيزها خو نگرفتهايم و از اول زندگي براي خودمان چنين چيزي به نام عشق و عاشقي را تعريف نكردهايم، به ما اين چيزها را ياد ندادهاند( ما نه پدرمان عاشق مادرمان بوده و نه مادرمان اين قبيل مسائل را به ما آموخته است و هزار جور گرفتاري ديگر.
اين درحالي است كه خيلي از خانوادهها در روابط زناشويي همواره از يك نگراني و يا يك اتفاق بد كه ممكن است از سوي همسرشان پديد آيد رنج برده بهطوري كه روابط دوستانهشان را تهديد ميكند.
انگار كه اين حالت مانند يك كابوس همواره آنان را تهديد و يا تعقيب ميكند. در حالي كه زن و مرد در ابراز عشق و محبت نسبت به هم بايستي خالص، مداوم و بيپرده باشند. اما عشق چيست؟ شما چه مفهومي از عشق در ذهن خود داريد و در فكر شما معني عشق چيست؟
شايد بتوان عشق را اينگونه تعريف كرد:
ع = علاقه، ش = شديد، ق = قلبي
در نتيجه عشق يعني علاقه شديد قلبي. بياييد اين علاقه شديد قلبي را در خود زنده نگه داريم. بد نيست در اينجا يك مدل خوب و ساده را از نوع نگاه و نگرشمان نسبت به ازدواج، زندگي و مرگ برايتان بياورم. توجه كنيد:
انتخاب همسر، عاقلانه
زندگي زناشويي، عاشقانه
موضوع این مطلب: خانواده و ازدواج
پدر و مادر هر كدام بشقابي در دست گرفتهاند و التماس ميكنند كه يك قاشق بيشتر بخورد، مادر، صداي هواپيما در ميآورد، پدر خم ميشود تا سواري بدهد و نهايتاً كودك فراري از غذاخوردن به خواسته ... ادمه مطلب
به ادامه مطلب بروید
همه مي دانيم کلمه خير در مقابل شر است " بهتر و بدتر " و در لغت عرب که از عبارت...
جهت مطالعه به ادامه ی مطلب بروید
زرد است كه لبريز حقايق شده استتلخ است كه با درد موافق شده است
شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييزبهاري است كه عاشق شده است
شخصی به نام بشر بن سلیمان که از نسل ابی ایوب انصاری و از ...
جهت مطالعه روی ادامه ی مطلب کلیک بفرمایید.
توی کوهستان یه سنگ کوچک رو از روی زمین برداشتم و با خودم فکر می کردم که این سنگ خودش رو خوشبخت ترین سنگ دنیا می دونه چون میون این همه سنگ بهش توجه شده. باد با بارون به من خبر دادن که سنگه از اون روز تا الانهمش داره گریه می کنه وغمگینه. پرسیدم چرا؟!! باد با بارونش جواب داد: اون سنگ خودش رو بدبخت ترین سنگ دنیا می دونه و میگه که تو میون این همه سنگ فقط آسایشو آرامش اون رو به هم زدی! رفتم سنگ رو بذارم جای اولش. تو راه دیدم که همه سنگها مرده بودند باد با بارونش به من گفت که همه سنگها از حسودی اون سنگ که بهش توجه شده مردن. بارون شدیدی باریدن گرفت. تمام سنگها زیرگل مدفون شده بودند.
قدر خودتون و موقعیتهاتون رو بدونید
توصیه های روانشناسان:
١. موز بهترین دوست حافظه: ویتامین B بهترین تغذیه حافظه است و موز دارای این منبع غنی می باشد.
٢. مهربانی با خویشتن: انجام کارهای مورد علاقه مانند خریدن یک شاخه گل,کتاب رمان,ملاقات دوستان قدیمی و... باعث افزایش ترشح هورمون " دوپامین " می شود که احساس خوبی را در فرد به وجود می آورد و این افزایش تاثیر مثبتی بر سلسله اعصاب و آن بخش از مغز که مسئول حافظه است می گذارد.
٣. قدم بزنید: زنان یا مردانی که به طور مرتب قدم می زنند بسیار کمتر دچار فراموشی می شوند. چرا؟ تحقیقات نشان داده است که فعالیت, ارتباط مغزی را در بخشی که ذهن مسوول حافظه است گسترش می دهد.
۴. غذای سس دار نخورید: بر اساس تحقیقات انجام شده بر روی عادت غذایی بیش از ٨ هزار نفر, استفاده از این نوع سس ها و غذاهای سویا دار باعث کاهش قدرت حافظه می شود.علت آن است که یک ماده شیمیایی موجود در این نوع سس ها و سویا که گفته می شود ضد سرطان و بیماری قلبی است دقیقا عکس این خواص را با خود دارد. با این حال یک بار خوردن آن در هفته چندان مشکلی ندارد!
۵. خواب به موقع: یک استراحت خوب مغز می تواند اطلاعات بیشتر و بهتری را به حافظه شما باز گرداند تا مغزی که تمام روز را بدون استراحت گذرانده باشد .
۶. بیشتر به خودتان برسید: تحقیقات نشان می دهد افرادی که رژیم های غذایی بسیار کم کالری در برنامه روزانه خود دارند نه تنها پروسه اطلاع رسانی را بسیار کند انجام می دهند،بلکه از دیگر افراد هم سن و سال خود که این رژیم را ندارند نیز کمتر قادر به استفاده از حافظه خود می باشند.لذا به فکر خود باشید و رژیم های غیر موجه را فراموش کنید.
٧. چای گیاهی بنوشید: آهن برای عملکرد صحیح حافظه ضروری است و نوشیدنی های کافئین دار به علت دارا بودن موادی به نام " تانن " (اسید تانیک)، ٧۵ درصد آهن موجود در بدن را از بین می برند.
٨. خوردن قند و شکر مصنوعی را کاهش دهید: این امر ممکن است در کاهش وزن به شما کمک کند اما نوشیدن بیش از یک یا دو نوشیدنی رژیمی در طول روز حافظه دراز مدت شما را تخریب می کند. خوشبختانه تاثیرات منفی این مسئله دائمی نیست و شما به راحتی می توانید با قطع مصرف شیرینی های مصنوعی مجددا حافظه خود را اصلاح کنید.
|
|||
بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.
خدایا !خسته ام!نمی توانم.
بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان(۱).
خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان .
خدایا سه رکعت زیاد است .
بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان .
خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟
بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله.
خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله .
خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم .
بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد.
بحث جبر و اختیار و نیز مشیت الهی و نسبت آن با اختیار انسان، بحث تازه ای نیست و ریشه در تاریخ خلقت انسان دارد. از زمان های دور این مباحث خصوصاً در میان اندیشمندان متاله مطرح بوده و پیرامون آن سخن ها گفته شده است.
جان کلام اسلام در این عرصه، نه اختیار محض و نه جبر مطلق بلکه بینابین آنها مدنظر است.
نویسنده مقاله حاضر سعی کرده است که در این خصوص مقوله «الامر بین الامرین» را تبیین نماید. مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:
نه مختار محض و نه مجبور
در بینش شیعی، انسان نه مختار محض است و نه مجبور صرف؛ بلکه با وجود مختار بودن گرفتار محدودیت هایی است که در اصطلاح جبر نامیده می شود. اختیار به انسان این امکان را می دهد که بتواند در میان چیزها دست به انتخاب بزند و از آزادی عمل برخوردار گردد.
بنابراین ریشه آزادی و انتخاب را باید در مسئله مختار بودن انسان جست. چنان که از این مطلب دانسته شد که انتخاب و آزادی دو مسئله دیگری غیر از اختیار می باشند و نمی تون آن دو را با اختیار یکی دانست؛ زیرا گاه انسان مختار است ولی دارای حق انتخاب نیست مانند مواردی که دو چیز وجود ندارد تا بتواند دست به انتخاب و گزینش بزند؛ از این رو تا شرایط و مقتضیات انتخاب فراهم نباشد امکان انتخاب نیز فراهم نخواهد بود. بسیار دیده شده است که انسان با وجود اختیار و مختار بودن به جهت فقدان شرایط و مقتضیات انتخاب نتوانسته از حق انتخاب بهره مند شود با آن که این محدودیت های پدید آمده برای انتخاب موجب نمی شود تا انسان از مختار بودن بیرون رود.
مسئله آزادی نیز این گونه است؛ زیرا با آن که انسان مختار است و حق انتخاب دارد ولی شرایط برای آزادی انتخاب وجود ندارد، به این معنا که دو چیز و یا دو راه در برابر انسان است و انسان از امکان انتخاب برخوردار می باشد ولی اموری موجب می شود تا نتواند آزادانه از حق انتخاب خود بهره مند شود و ناچار می بایست به اکراه و یا اجبار بیرونی و یا درونی تنها یکی را انتخاب کند با آن که می تواند و مختار است که آن دیگری را برگزیند ولی پیامدهای نابهنجار درونی و یا بیرونی موجب می شود که از دو فرض تنها بتواند یکی را برگزیند. در این جا هم اختیار وجود دارد و هم دو راه پیش روی فرد است ولی شخص تنها می تواند یکی را برگزیند. کاربرد گزینش و انتخاب شاید در این مورد همراه با تسامح باشد ولی این به معنای آن نیست که حق انتخاب از او سلب شده است بلکه تنها حق آزادی از او گرفته شده است و او با تمام اختیار می تواند انتخاب کند ولی آزاد نیست که هرکدام را که بخواهد برگزیند. البته به نظر می رسد که نتوان میان حق آزادی و حق انتخاب تفکیک روشنی را نشان داد و ردگیری کرد.
محدودیت های انسان
انسان مختار با این همه از جهاتی بیرونی و درونی با محدودیت های شدیدی روبه رو است و نمی توان پذیرفت که انسان فاعل مایشاء است و هرچه را خواهد بتواند انجام دهد و یا هر اراده ای که کرده است را به فعلیت درآورد.
در نگرش توحیدی، خداوند هستی هست که همه چیز به او برمی گردد و هیچ چیز از دایره قدرت و حکومت او بیرون نیست. اگر بپذیریم که انسان مختار محض است و هرچه را خواست و اراده کرد به دست می آورد و هر چه را خواست ایجاد می کند، موردی یافته شده است که در آن جا اراده و خواست الهی نافذ نیست و بیرون از دایره حکومت و قدرت اوست؛ در حالی که چنین بینشی به معنای شرک و بیرون رفتن از توحید است. توحید در اندیشه و بینش شیعی فراگیر و دربرگیرنده همه مراتب از توحید ذات گرفته تا توحید عبادی تا توحید افعالی می باشد. از این رو نمی توان به توحید افعالی اعتقاد و باور داشت و در همان حال نیز به اختیار صرف و محض انسان باور داشت.
از سوی دیگر انسان مجبور محض نیست و نمی تواند باشد؛ زیرا در این صورت نتیجه جبری بودن، چیزی جز لغویت تکلیف و مسئله پاداش و جزا نخواهد بود. از سویی وجود این کنم و یا آن کنم که مسئله انتخاب و امکان آزادی در عمل و رفتار است خود می نمایاند که انسان موجودی مختار است و دست کم میان امور متفاوت دست به انتخاب و گزینش می زند.
اراده انسان در طول اراده الهی
بنابراین مساله اختیار و انتخاب و آزادی در انسان از سویی و مساله توحید در ابعاد ذات و عبادت و افعال از سوی دیگر موجب می شود تا به این نتیجه برسیم که نظام آفرینش بر «امر بین الامرین و منزله بین المنزلتین» یعنی امری میان جبر و اختیار قرار گرفته و نهادینه شده است. از این رو تنها می توان به این باور رسید که مشیت و اراده و اختیار انسان در طول اراده و مشیت الهی است. به سخنی دیگر خداوند در انسان قوت و نیرویی قرار داده است تا با به کارگیری از آن عمل کند. این قدرت در انسان به جهاتی محدود است و نمی تواند فراتر از ظرفیت های وجودی خود و دنیا باشد. اموری است که دنیا ظرفیت آن را ندارد تا آن را برتابد وامکان وقوعی و یا تحقق آن فراهم نیست مانند بالا بردن همزمان دوپا؛ زیرا این به معنای تاثیرگذاری نیروی جاذبه و افتادن بر زمین است. بنابراین نیروی جاذبه زمین به عنوان یک محدودسازعمل می کند و اختیار تام و تمام را از انسان می گیرد. قوانین طبیعی دنیا اقتضائاتی دارد که این اقتضائات به معنای محدود کننده می باشند. اختیار انسان این گونه محدود می شود و حق انتخاب و آزادی در عمل نیز به تبع آن محدود می شود.
البته ازآن جایی که هیچ چیز ازدایره مشیت و اراده الهی و قدرت و حکومت او بیرون نیست، قانون و طبیعت دنیا به عنوان بازدارنده در برابر قدرت الهی عمل نمی کند و این گونه نیست که خداوند گرفتار جبر قوانین شود ونتواند و یا امکان آن وجود نداشته باشد عملی را بیرون از قوانین انجام دهد، زیرا این مطلب به معنای ناتوانی خداوند و محدودیت ساز عمل خواهد کرد. این گونه است که مشیت و اراده الهی می تواند بیرون از دایره قوانین دنیایی و طبیعت عمل کند هر چند که این مساله یا اتفاق نمی افتد و یا اگر صورت واقع به خود گیرد بسیار محدود خواهد بود.
توحید افعالی
توحید افعالی به انسان این را می فهماند که مشیت و اراده و اختیار او به گونه ای نیست که بیرون از اراده و مشیت الهی باشد. از این رو اگر بخواهد کار و عملی را انجام دهد باید با تکیه و تاکید بر مشیت و اراده الهی و در آن چارچوب باشد.
خداوند در قرآن به پیامبر و مومنان دستور می دهد و می آموزد که چگونه بیاندیشند و چگونه عمل و رفتار کنند؛ زیرا اندیشه، بینش و نگرش در عمل و رفتار انسان تاثیر مستقیمی دارد. در سوره کهف به این مساله توجه می دهد که انسان نه تنها در مراتب اندیشه، بینش، نگرش و عمل می بایست توحید افعالی را مراعات کند و به آن باور داشته باشد بلکه می بایست به شکل قولی بر خود و دیگران بباوراند که نظام آفرینش این گونه است و بیرون رفتن ازاین دایره چه تبعات و پیامدهای سوئی را به دنبال خواهد داشت. در آیه ۲۳ و ۲۴ سوره کهف به پیامبرش (ص) خطاب کرده و می فرماید: و لاتقولن لشی انی فاعل غدا الا ان یشاءالله و اذکر ربک اذا نسیت و قل عسی ان یهدین ربی لاقرب من هذا رشدا؛ نباید درباره کاری که می خواهی فردا انجام دهی بگویی که من آن را انجام می دهم مگر آن که خدا بخواهد و خدا را هنگامی که فراموش کردی یاد کن و بگو شاید (و امید است) که پروردگارم مرا به کوتاه ترین راه رشد هدایت و رهنمون سازد.
در این آیه سخن ازاین است که هر اراده ای که انسان می کند می بایست متوجه اراده و مشیت الهی باشد، زیرا اراده و مشیت او فراتر و برتر از اراده و خواسته انسان است. اگر هم بخواهد کاری را انجام دهد به این باور نیز رسیده باشد که راه نزدیک تر و سودمندتری نیز وجود دارد که او بدان آگاه نیست پس از خدا بخواهد تا آن راه نزدیک رشدآور و سودآور و کوتاه را به او نشان دهد. اگر امری است که گمان می کند که نمی توان انجام داد به این باور رسیده باشد که آن چیز بیرون از توان و اراده الهی نیست و خداوند می تواند راه و مرفقی را نشان دهد تا به مقصد برسی. این به معنای آن است که مشیت الهی برتر از مشیت انسان وخواسته او فراتر هر خواسته ای است و نادیده گرفتن این قدرت ماورایی ومشیت او می تواند آثار زیانباری به دنبال داشته باشد که کم ترین آن این است که نتواند کاری را انجام دهد و خوار و ذلیل و سرافکنده گردد؛ زیرا آن کار یا بیرون از چارچوب قوانین طبیعت بوده است و یا با اراده و انتخاب افراد دیگری در تضاد قرار می گیرد و یا به هر علت دیگری امکان تحقق خارجی نمی یابد. ازاین رو بهتر آن است که در همان زمان یاد خدا باشد تا خدا راهی در پیش پای او قرار دهد و او را به مقصد از راه کوتاه و استوار و مفید برساند.
آیه دیگری که به این مساله در همین سوره می پردازد آیه ۳۹ می فرماید: و لولا اذ دخلت جنتک قلت ماشاءالله لاقوه الابالله. این آیه بیان می دارد که هرگاه به نعمتی دست یافتید سپاسگزار باشید و به زبان این مطلب را به دل القا کنید که هر چه خدا خواست همان است و همه قوت و نیرو از آن اوست و جز او کسی نیرویی ندارد. به این معنا که مشیت الهی است که این نعمت را در اختیار من گذاشته است و این که علم و دانش و توان من نبوده است که به آن رسیده باشم. اگر خدا خواست و اراده کرد این نصیب من می شود و از آن بهره مند می گردم وگرنه همان گونه که آمده است می رود وهیچ سودی نمی برم. در این جا نیز سخن از قدرت الهی است که هیچ چیز حتی قوانین طبیعت بیرون از دایره قدرت او نیست و این گونه نیست که چون باید این عمل فلان نتیجه را بدهد، به حتم چنین خواهد بود، بلکه ممکن است که اراده الهی طور دیگری باشد و به چیز دیگری تعلق گیرد. پس می تواند این نعمت را به نقمت تبدیل سازد و چیزی نیز بیرون از دایره قدرت او نیست.
تاکید زبانی به ماشاءالله و یا انشاءالله به معنای پذیرش اندیشه مشیت فراتر و برتر الهی و قدرت او بر همه هستی است و این که نباید خود را مستقل از او ببینیم و جهان و قوانین آن را حاکم بر اراده و قدرت او به تصور آوریم.
یا علی