سه چیز مهم
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

سه چیز مهم !

سه چیز را با احتیاط بردار : قدم, قلم, قسم

سه چیز را پاک نگهدار: جسم, لباس, خیال

از سه چیز خود را نگهدار: افسوس, فریاد, نفرین کردن

سه چیزرا بکار بگیر : عقل, همت, صبر

اما سه چیز را آلوده نکن : قلب, زبان, چشم

سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکن: خدا, مرگ, دوست خوب



دوستت دارم
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

 

این دل اگر کم است بگو سر بیاورم
 
 
یا امر کن که یک دل دیگر بیاورم
 
 
خیلی خلاصه عرض کنم " دوست دارم "
 
دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم
 
***

 



کلیپ امام مهدی(عج)، منتظرت هستیم
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

کلیپی زیبا با عنوان «Imam Mahdi, We Await You» با موضوع آخرالزمان و انتظار ظهور حضرت مهدی(عج) به زبان انگلیسی ، کاری از سایت نصر تی وی به مدت حدود شش دقیقه و حجم حدود 57 مگابایت.

مشاهده آنلاین و لینک دانلود در ادامه مطلب..

 

پخش آنلاین

 

 

 

 



آزاده مرد ها مقایسه کنند !
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

 این شیرماده پس از شکار آهو متوجه می شودکه

 شکارش بارداربوده، او سراسیمه میشود،

نخست تلاش میکند تا بچه را نجات دهد، و از دریدن شکارش دست برمیدارد.

 اما وقتی نمیتواند بچه را نجات دهد

بروی زمین در کنار شکارش دراز میکشد،

عکاس بعدا پی میبرد که شیر سکته کرده است

  

 
 
و در کنار این عکس تصویری از یک صهیونیست با تی شرتی که رویش نوشته
 یک تیر و دو نشان با تصویری از یک زن باردار محجبه
 
 
 
بزرگترین گروه های حقوق بشری در دنیا اگر به جای صهیونیستها به دست شیرهای درنده بود خیلی دنیای بهتری داشتیم
 

حیوان با وجدان تر است یا صهیونیست!؟



اللّهم ارزُقنی شفاعه الحسین یوم الورود
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

کاش وقتی خدا در قیامت بگوید:

چه داشتی؟

حسین (ع) بگوید:

حساب شد!



نمد پوش صاحب کرامت
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

راوی می‌گوید :  من برای نماز ظهر و عصر به مسجد شيخ لطف اللّه، می‌آمدم. روزی نـزديـك مـسجد، جنازه ای را ديدم كه تنها  چند نفر از حمال‌ها همراه او هـسـتـنـد. یکی از تاجران بزرگ هم كه از آشنايان من بود پشت سر آن جنازه بود و به شدت گريه می‌کرد و اشك می‌ریخت

من بسيار تعجّب كردم چون اگر اين ميت از بستگان بسيار نـزديـك این تـاجـر بود كه اين طور برای او گريه می‌کند، پس چرا تشییع غریبانه‌ای ست و اگر با او ارتباطی ندارد، پس چرا اين طور برایش گريه می‌کند؟
وقتی  نزديك من رسيد، پيش آمد و گفت : آقا به تشييع جنازه اولياء حق نمی‌آیید؟
 
ادامه این داستان واقعی  در مورد هالوی اصفهانی را در لینک زیر بخوانید
نمدپوش صاحب كرامت
---------------------------------------------------------------------
 


پس از آفرینش آدم خدا گفت به او: نازنینم آدم....

با تو رازی دارم !..

اندکی پیشتر آی ..

آدم آرام و نجیب ،آمد پیش !!.

زیر چشمی به خدا می نگریست !..

محو لبخند غم آلود خدا ! دلش انگار گریست .

نازنینم آدم!!. ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ) !!!..

یاد من باش ... که بس تنهایم !!.

بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !!

به خدا گفت :

من به اندازه ی ....

من به اندازه ی گلهای بهشت .....نه ...

به اندازه عرش ..نه ....نه

من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !!

آدم ،.. کوله اش را بر داشت

خسته و سخت قدم بر می داشت !...

راهی ظلمت پر شور زمین ..

طفلکی بنده غمگین آدم!..

در میان لحظه ی جانکاه ، هبوط ...

زیر لبهای خدا باز شنید ،...

نازنینم آدم !... نه به اندازه ی تنهایی من ...

نه به اندازه ی عرش... نه به اندازه ی گلهای بهشت !...

که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!!

نازنینم آدم .... نبری از یادم ؟؟



ناگفته‌هایی از انتقال ضریح مطهر امام حسین(ع)
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

کبوتر عاشقی که زائر کربلا شد

در هنگام خروج کاروان از قم و فاصله حدود یکصد متری ضریح، توسط یکی از بدرقه‌کنندگان و از داخل یک خودرو تعدادی کبوتر به پرواز در آمدند و ۲ روز بعد در حال پاک‌سازی اطراف خودروی حامل ضریح مطهر در حرم حضرت امام(ره) و بازسازی سازه پیرامونی، ‌یکی از کبوترها در حد فاصل ضریح و کفی تریلر مشاهده شد که تلاش ما برای به پرواز درآمدنش، بی‌نتیجه ماند. انگار دلش نمی‌خواست ضریح را ترک کند و نهایتاً این کبوتر عاشق هم بعد از حدود ۱۸ روز زائر کربلا شد.

* پس در طول سفر حواستان به آن بود.

ـ بله، پس از اینکه فهمیدیم این کبوتر نمی‌خواهد از ما جدا شود، برایش آب و دانه مهیا می‌کردیم. بسیاری از کسانی هم که توفیق حضور روی تریلی و کنار ضریح را داشتند، از این کبوتر فیلم و عکس می‌گرفتند، واقعا جالب بود.

دختر سه ساله‌ای که بهانه ضریح را گرفت

* از حضور مردم در شهرهای مختلف برای استقبال و بدرقه ضریح خاطراتی نقل می‌کنید؟

-در ساوه در بدو ورود از آزادراه و در حالی‌که هنوز جمعیت متراکم نشده بود اعضای کاروان خودرو پژویی را رؤیت کردند که آقا و خانم در صندلی‌های جلو و طفلی حدوداً ۲ تا ۳ ساله در صندلی عقب چسبیده به شیشه و رو به ضریح مطهر آن‌ چنان گریه و بی‌تابی می‌کرد که توجه اعضای کاروان را به خود معطوف و به واقع متأثر کرد. با استفاده از سیستم صوتی از پدر این طفل معصوم خواستم کودک را به ما بدهد تا کنار ضریح ببریم. ... به محض آغوش گرفتن کودک و انتقال آن به داخل ضریح مطهر، آرام گرفت و با ادب وصف ناپذیری ضریح مطهر را بوسید، بدون اینکه احساس غریبی از محیط و اطرافیان غریبه به او دست داده باشد و با وجود اینکه مدت قابل توجهی طول کشید تا پدر او از لابه‌لای جمعیت کثیر استقبال‌کنندگان برای تحویل‌گرفتن فرزندش به خودروی حامل ضریح مراجعه کند، هیچ‌گونه بی‌تابی نمی‌کرد و پس از تحویل به پدر نیز تا مسافت قابل توجهی نگاه صرف به ضریح و با تکان دادن دست اوج ادب و عشق درونی را به نمایش گذاشت.

نماز جمعه اراکی‌ها در کنار ضریح امام حسین(ع)/باشکوه‌ترین نماز جمعه اراک در تاریخ

با وجود اینکه با ملاحظه اولیه زمان ورود احتمالی به اراک و تصمیم قبلی بر استقرار در مصلی، مسئولین دغدغه تحت‌الشعاع قرار گرفتن نماز عبادی- سیاسی جمعه را داشتند، ولی اولاً از ورودی شهر اراک تا مصلی به دلیل تراکم غیر قابل توصیف جمعیت بیش از ۵ ساعت طول کشید (از ۱۰ صبح تا حدود ۴ بعد از ظهر) و ثانیاً ‌یکی از با شکوه‌ترین نمازهای جمعه اراک با نظم خاصی برگزار شد.

حضور سراسر شور پیرمرد موتور سوار و یا حسین گویان ۲۷ کیلومتری خانم بروجردی

پیرمرد راکب موتور و همسرش از حوالی زالیان تا بروجرد را در هوای سرد به طوری که خانم با دو دست به سرزنان و یا حسین‌گویان و مرد در ترافیک بسیار سنگین و خطرناک با کثرت موتورسواران و خودروهای در حال تردد، با یک دست به فرمان موتور و با دست دیگر به سرزنان و گریه‌های بی‌تابانه کاروان را همراهی کرد.

-خانم محجبه‌ای با پای برهنه و حسین‌حسین گویان و گریه‌کنان بیش از ۲۷ کیلومتر در مسیر بروجرد همراه کاروان دوید و ساعت ۴ بامداد روز بعد با همان حالت و پرچم بزرگ اختصاصی هیآت مذهبی به دست در کنار ضریح مطهر حضور یافته و با اشک و سوز آن را بدرقه کرد.

ابراز علاقه به حسین اختصاص به کسی ندارد

جوانان و دختر خانم‌‌هایی که با قضاوت سطحی و براساس ظواهر، پوشش مناسبی نداشتند، ولی کیلومترها کفش به دست یا پا برهنه، گریه‌کنان و یا حسین گویان کاروان را استقبال و بدرقه می‌کردند که در یک مورد شخصی بیش از چهار کیلومتر پشت سر خودروی حامل ضریح مطهر می‌دوید.

راننده کامیون ضریح چه حاجتی از امام حسین(ع) گرفت ?

* هفته گذشته مصاحبه‌ای با «محمدرضا قنبری» راننده تریلی حامل ضریح داشتیم که بسیار جالب بود. ایشان می‌گفت به هیچ وجه از انتخابش برای این کار متعجب نشده، چون قبلاً آن را از امام حسین(ع) طلب کرده است. چه شد که میان همه شرکت‌های پیشنهاد دهنده و تریلی‌های پیشرفته‌تر، این تریلی انتخاب شد؟

ـ حضور همه دوستان، هیئت امنا، مسئولان و دست‌اندرکاران به اراده خودشان نبود و همه به نوعی انتخاب شده بودند.

آقای قنبری هم در در شهرداری قم در بخش موتوری این نهاد مشغول به کار است، خودش تعریف می‌کرد که اوایل امسال در کربلا حضور داشته و چون شنیده بود که قرار است در قم برای امام حسین(ع) ضریح بسازند، همانجا از امام حسین(ع) درخواست می‌کند که راننده ضریحش باشد.

معلولی که به واسطه ضریح شفا می‌گیرد

حدود ساعت ۴ بامداد فردی به کاروان مراجعه و خبر شفا گرفتن فرزند معلول خود را اعلام کرد، به طوری که اظهار داشت به دلیل دور افتاده بودن روستا با موتور به سمت مسیر کاروان حرکت کردم و در وسط راه موتور خراب شد، به ناچار در یکی از روستاهای مسیر موتور را رها و با پای پیاده به سمت جاده و همراه با کاروان تا بروجرد حرکت و ذکر توسل و راز و نیاز داشتم که اواخر شب در برگشت به روستا متوجه شدم که فرزند معلولم شفا گرفته و اصرار می‌کرد: «بابا برو همان جایی که بودی!» بنابراین مجدداً خود را به کاروان رسانده بود.

 



داداشی تولدت مبارک
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

البته این عکس مال سه سال پیش مهندسه



چند توصیه از آیت الله بهجت :
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

برای دوری از ریا ، لاحول و لا قوه الا بالله را زیاد بگویید.

 برای درمان عصبانیت ، صلوات زیاد بفرستید .
 
برای تمرکز فکر ، لا اله الا الله  زیاد بگویید .
 
برای رفع اختلاف زوجین ، صدقه متعدد به افراد متعدد بدهید
.



زبان مرکب سواری شیطان!!!
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

زبان یك تكه گوشت كوچك است، اما امان از وقتی كه نسنجیده به حركت در آید؛ چه‌ها كه نمی‌گوید!

نگاهش كه می‌كنی، می‌بینی ادعا خیلی دارد؛ اما حریف این تكه گوشت نمی‌شود...

و چه درنده‌ای است این تكه گوشت كوچك در دهان كه وقتی رها شود، از هجومش در امان نخواهی بود!

خوب كه بنگری، می‌بینی اگر حرف نزده باشی، كلام و سخن و در اصل، این تكه گوشت در اختیار توست؛ گویی گروگان توست.

 اما وقتی لب به سخن می‌گشایی و زبان را رها می‌كنی تا در كام بچرخد ...

آنگاه تو در گرو آن هستی.

ضرب‌المثل قدیمی‌ها را یادت هست: «حرف نگفته را همیشه می‌توان گفت». پس:

مزن بی‌تأمل به گفتار، دم  نكو گو، اگر دیر گویی چه غم؟

مراقب زبانت باش كه اگر بی‌دقتی كنی، گاهی زبانت، حرف‌های درونی

و اسرار پنهانی‌ات را فاش می‌كند و گاه با همین زبان، از زبان شیطان

سخن می‌گویی و سخنگوی او می‌شوی كه «شیطان تو را به عنوان

مركب سواری خویش قرار می‌دهد و به مزدوری خود می‌گیرد و از زبان تو،

 حرف خود را به دیگران می‌رساند».

مگر نه این‌كه سخن گفتن جزء عمل است و درباره‌اش بازخواست خواهی

شد و مگر نه این‌كه اگر بیشتر سخن گویی، خطایت هم بیشتر خواهد شد!

پس، كمتر سخن گوی كه كم حرفی نشانه خردمندی است:

«إذا تَمَّ العَقلُ نَقَصَ الكَلامُ»مراقب زبانت باش كه رنگ رخساره خبر می‌دهد از سرّ ضمیر:

«مَا أضْمَرَ أحدٌ شیئاً إلاّ ظَهَرَ فِی فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَصَفَحاتِ وَجْهِهِ 3؛

هیچ كس چیزی را پنهان نمی‌كند، مگر آن ‌كه از لغزش‌های زبانش

و تغییرات چهره‌اش آشكار می‌شود».

وقتی طلا و نقره یا درّی گرانبها داری، می‌كوشی تا خوب نگه‌داری‌اش

كنی و از گزند آفات محفوظش داری، اما برای زبانت چه كرده‌ای؟ چقدر

كوشیده‌ای تا بیهوده لب به سخن نگشایی و سخن بی‌جا نگویی كه نكند

با سخنی نعمتی سلب شود یا كیفری فراهم آید؟...

... و این زبان ... شگفتا از كارش كه اگر مهار نشود و لجام گسیخته باشد،

 چه گناهان كه نمی‌كند، چه آبروها كه نمی‌ریزد، چه دوستی‌ها كه به

دشمنی بدل نمی‌شود، چه پشیمانی‌ها كه پیش نمی‌آید، چه دل‌ها را كه

نمی‌شكند و چه اسراری را كه فاش نمی‌كند... و به راستی اندیشه كردن

 كه «چه بگویم؟»، به از پشیمان شدن كه «چرا گفتم؟».  


كم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی 
چـیزی كه نپرسند تو از پیش مـــگوی
دادنـد دو گــوش و یـــك زبـان از آغــاز  
یعنی كه دو بشنو و یكی بیش مگوی 

 

تا ندانی كه سخن عین صواب است، مگوی...

مَّا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ الاَّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِید  

منبع: زهرا رضاییان - گروه دین و اندیشه تبیان


--------------------------------------------------------------------------------

1 . نهج البلاغه، خطبه 192.

2 . همان، حكمت 71.

3 . همان، حكمت 26.

4 . بزرگمهر حكیم.

5 . بابا افضل.

6 . ق ﴿50﴾ : 18.



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران