می گذارمشان روی ِ زخــم های ِ د ِ لَ م ..
زخم هایِ عمیق و نا علاج را...
نَفـَس میـکِشَم در هوایِ مهـربانی هـایِ نابت....
در قرآن کریم آمده است که در قیامت موقفهای گوناگونی است که توقف برخی از گنهکاران در هر یک از آنها به مقدار هزار سال دنیوی خواهد بود، در این نوشتار میخواهیم ببینیم مقصود از آن چیست؟
قبل از هر چیز یادآور میشویم که متکلمان اسلامی از مواقف قیامت گاهی به «قنطره»ها و «عقبه»ها تعبیرمی آورند ولی قبل از آنان دو واژه «قنطره» و «عقبه» در آیات قرآن و روایات اسلامی مطرح شده است و متکلمان نیز آنها را در مباحث کلامی خود بکار بردهاند.
کلمهی «موقف» به معنی محل توقف(ایستگاه و کلمهی «قنطره» به معنی «پل» و واژهی «عقبه» به معنای «گردنه» است).
امیر مۆمنان (علیهالسلام) در وصایای معروف خود به فرزند گرامیش امام حسن مجتبی (علیهالسلام)میفرماید:
«وَاعْلَمْ أَنَّ أَمامَکَ عَقَبَةً کَۆُوداً، اَلْمُخِفُّ فِیها أَحْسَنُ حالاً مِنَ الْمُثْقِلِ وَالمُبْطِئُ عَلَیْها أَقْبَحُ حالاً مِنَ الْمُسْرِع وَانّ مَهْبِطَکَ بِها لا مَحالَةَ إِمّا عَلی جَنَّة أَوْ عَلی نار...».([1])
«فرزندم بدان که (پس از مرگ) گردنهی سختی در پیش رو داری، انسانهای سبکبار (از نظر گناه) از افراد سنگینبار، وضعیت بهتری دارند، هر کس با تأمل و درنگ از آن عبور کند از آن کسی که با سرعت از آن میگذرد، وضع بدتری خواهد داشت پایان گذر از آن (فرودگاه) یا بهشت است و یا دوزخ».
مواقف قیامت از نظر متکلمان اسلامی
برخی از متکلمان اسلامی در مورد این مسئله به اجمال گذشتهاند و هیچ گونه توضیحی دربارهی آن ندادهاند ولی دو متکلم نامدار شیعه:(شیخ صدوق/ م381) و (شیخ مفید/م413) به تفسیر آن پرداخته و هر یک نظر خاصی را ابراز نموده است و ما در اینجا برای آگاهی خوانندگان دیدگاه آنان را یادآور میشویم:
عقبه های قیامت از نظر شیخ صدوق
شیخ صدوق در این مسئله (بسان دیگر مسایل کلامی) بیشتر به ظواهر توجه نموده و حاصل آنچه را که از ظاهر روایات در این باره به دست میآید، به عنوان اندیشه کلامی خود ابراز نموده است. وی میگوید:
«اعتقاد ما در مورد عقبههایی که بر طریق و راه محشر قرار دارد، این است که هر یک از آنها به نام یکی از فرایض دینی نامگذاری شده، و انسان موظف است از آنها عبور نماید، هرگاه به خاطر کارهای نیک و در پرتو رحمت الهی از یکی از آن عقبهها بگذرد به عقبه دیگر میرسد که باید از آن نیز عبور نماید، و به این ترتیب باید از همهی موقفها و عقبهها بگذرد و در غیر این صورت به دوزخ سقوط خواهد کرد آنگاه میگوید: عقبه های یاد شده همگی بر «صراط» قرار دارند و نام یکی از آنها «ولایت» است که همهی اهل محشر در آنجا بازداشت میشوند و در مورد ولایت امامان معصوم (علیهم السلام) مورد سۆال قرار میگیرند خطرناکترین عقبه های صراط، عقبه ای است که به نام «مِرْصاد» نامگذاری شده است و خداوند به عزت و جلال خود سوگند یاد کرده است که در این «عقبه» ستمگران را بازداشت نماید چنان که میفرماید:
(إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ) .([2])
«حقّا که آفریدگار تو در کمینگاه (ستمگران) است».
حضرت علی (علیهالسلام) نیز به ستمگران هشدار داده میفرماید:
«وَلَئِنْ أَمْهَلَ اللّهُ الظّالِمَ فَلَنْ یَفُوتَ أَخْذُهُ وَهَولَهُ بِالْمِرصادِعَلی مَجازِ طَریقِهِ» .([3])
«اگر خداوند به ستمگران مهلت میدهد ولی هرگز آنان را رها نخواهد کرد و در کمین گاهی در مسیرشان از آنان انتقام خواهد گرفت».
همان گونه که یادآور شدیم نظریهی مرحوم صدوق در مورد مواقف و عقبه های قیامت در حقیقت تلخیص روایاتی است که در این باره آمده است، وما در اینجا نمونههایی را یادآور میشویم:
1. از رسول گرامی (صلی الله علیه وآله وسلم)روایت شده است که فرمودند: بر روی «صراط» سه «قنطره»(پل) نصب شده است:
الف. قنطره امانت و خویشاوندان.
ب. قنطره نماز.
ج. قنطره عدل الهی.
هرگاه انسان از دو قنطره نخست با موفقیت عبور نماید، در موقف عدل الهی قرار میگیرد و از وی دربارهی رعایت حقوق دیگران سۆال میشود و اگر به کسی ستم نموده است حق عبور از آن به وی داده نمیشود تا مجازات گردد.([4])
2. صدوق در ثواب الأعمال از امام صادق (علیهالسلام) روایت کرده است که در تفسیر آیهی (إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ)فرمودند:
«قَنْطَرةٌ عَلَی الصِّراطِ لا یَجُوزُها عَبْدٌ بِمَظْلَمَة».([5])
3. از ابن عباس روایت شده است که بر جسر (پل) جهنم هفت موقف و بازداشتگاه است، در اولین موقف از توحید سۆال میشود اگر عقیدهی او در مورد توحید کامل باشد به موقف دوم میرسد که دربارهی نماز از او سۆال میشود هرگاه نماز را صحیح انجام داده است، به بازداشتگاه سوم انتقال داده میشود، و در آن از زکات سۆال میشود و پس از آن نوبت به روزه خواهد رسید و پس از آن موقف پنجم است که مربوط به حج است و ایستگاه ششم عمره و بالأخره هفتمین بازداشتگاه مربوط به مظالم (حقوق دیگران) است و سرانجام اگر از همین مواقف با موفقیت گذشت وارد بهشت میگردد.([6])
همان گونه که ملاحظه میشود، ظاهر روایات مزبور و روایات مشابه آنها این است که در قیامت مواقف و قنطره هایی بر روی صراط نصب میگردد و در آن مواقف انسانها دربارهی هر یک از فرایض دینی مورد سۆال قرار میگیرند.
عقبه های قیامت از نظر شیخ مفید
شیخ مفید در مباحث کلامی خود به عقل و داوریهای آن بیشتر اعتماد مینماید و مفاهیم و مسایل کلامی و دینی را بر این اساس تفسیر مینماید و در شرح کلام صدوق میگوید:
عقبه های قیامت همان احکام دینی است که انسانها باید در روز قیامت پاسخگوی آنها باشند ولی هرگز مقصود این نیست که حقیقتاً در سرای دیگر کوهها و گردنه های صعبالعبوری بر صراط قرار دارد و بندگان موظفند تا از آنها عبور نمایند و خود را به بهشت برسانند، بلکه مقصود از «عقبه»(گردنه) که در قرآن و روایات آمده است، همان دستورات الهی است که از آنجا که رعایت آنها تحمل مشکلات و دشواریهایی را همراه دارد از آنها به «عقبه» تعبیر شده است.([7])
سپس میافزاید: التزام به آنچه «حشویه» میگویند که روز قیامت، کوههایی با گردنه ای صعبالعبور آفریده میشود و اهل محشر باید از آنها عبور نمایند، ادعایی بدون دلیل است، زیرا نه از نظر دلایل نقلی مطلب روشن و قابل اعتمادی در دست است و نه عقل در این باره قضاوت و حکمی دارد، زیرا آنچه از نظر عقل لازم و قطعی است، این است که بر اساس اصل حکمت الهی به برپایی قیامت حکم قطعی مینماید، ولی در مورد خصوصیات یاد شده اگر چه امکان آن را نفی نمیکند، ولی هیچ گونه حکمی بر لزوم آن ندارد.([8])
در توضیح کلام مفید یادآور میشویم واژهی «عقبه» در قرآن در مورد برخی از فرایض و احکام الهی به کار رفته است چنان که میفرماید:
(فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَما أَدْریکَ مَا الْعَقَبَةُ * فَکُّ رَقَبَة * أَوْ إِطْعامٌ فی یَوْم ذی مَسْغَبَة * یَتیماً ذا مَقْرَبَة * أَوْ مِسْکِیناً ذا مَتْرَبَة).([9])
«از گردنه صعبالعبور به آسانی و به سرعت بالا نرفت و نمیدانی که آن گردنه چیست؟ آزاد کردن بنده، یا طعام دادن در روز فقر و تهیدستی به یتیم خویشاوند یا مسکین فوقالعاده تهیدست و بیچاره».
قرآن کریم در تفهیم معارف عمیق و تعالیم عالی خود از روش تمثیل و تشبیه بهره میگیرد، و بدین طریق فهم عمیقترین معارف را برای ذهنها و اندیشه های معمولی آسان میسازد.
بررسی آیات تمثیلی قرآن خود بحث جداگانه ای را میطلبد که در حوصلهی بحث ما نیست.آیهی یاد شده در حقیقت از آیات تمثیلی قرآن است، که واقعیت غیر محسوس را به واقعیت محسوس تشبیه مینماید، همهی افراد با کوه و گردنه های صعبالعبور آن به نوعی آشنایی دارند و دشواری عبور از آنها برای نیل به مقاصد دنیوی برای همگان معروف و معهود است قرآن کریم در این آیات این واقعیت را بیان نموده است که رسیدن به مقاصد عالی اخروی و انسانی نیز در گرو تحمل مشکلات و سختیهایی است و راه رسیدن به آن رعایت قوانین الهی است و از آنجا که قوانین دینی با تمایلات مرزنشناس حیوانی تضاد و تصادم دارند، در حقیقت رعایت این قوانین بسان عبور از گردنه های سخت و صعبالعبور است و هر کس در دنیا به آسانی از این گردنهها بگذرد، یعنی قوانین الهی را کاملاً رعایت نماید در سرای دیگر نیز به آسانی از آنها خواهد گذشت و «محاسبه» برای او سهل و آسان خواهد بود.
شاهد بر این مطلب آیات بعدی است چنان که میفرماید:
(ثُمَّ کانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ * أُولئِکَ أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ * وَالَّذینَ کَفَرُوا بِ آیاتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ * عَلَیْهِمْ نارٌ مُۆْصَدَةٌ) .([10])
«سپس از انسانهایی میباشد که ایمان آورده و یکدیگر را به صبر و مهربانی سفارش مینمایند این گونه افراد در قیامت اهل سعادت و یُمن میباشند و آنان که به آیات ما کفر ورزیدهاند، در سرای دیگر اهل شومی و شقاوتند، آتشی از هر جهت آنان را احاطه خواهد کرد».
در این آیات سرنوشت اخروی انسانها و این که از اهل سعادت و یا شقاوت خواهند بود، نتیجهی عبور آنان از «گردنهها» دانسته شده و گردنهها نیز به آزاد نمودن بردگان، اطعام یتیمان و تهیدستان، سفارش به صبر و مهربانی، در پرتو ایمان به خدا تفسیر شده است بنابراین مقصود از عقبهها، همان ایمان به خدا و احکام الهی است، نه این که در واقع، کوهها و گردنههایی صعبالعبور در قیامت پدید میآیند و به اهل محشر دستور داده میشود تا از آنها بگذرند و وارد بهشت گردند بدیهی است آنچه در گذشتن از این نوع گردنهها مۆثر و سودمند است، قدرت و توانایی جسمانی است نه ایمان و اعمال صالح ـ و حال آن که آنچه در قیامت مایهی رسیدن به بهشت میباشد ایمان و عمل صالح است و توانایی جسمانی هیچگونه تأثیری در این رابطه ندارند.
بنابراین میتوان گفت آنچه مُعلّم شیعه (شیخ مفید) در این باره بیان نموده است صحیحتر و واقعبینانه تر به نظر میرسد.([11]).
منبع:تبیان
[1] . نهجالبلاغه:صبحی صالح، بخش نامهها و وصایا، شمارهی 31.
[2] . فجر/14.
[3] . نهجالبلاغه: خطبه 71.
[4] . بحارالأنوار،ج7،ص125، روایت 11 وج8، باب 22، روایت 2و9.
[5] . بحار الأنوار،ج8،ص66.
[6] . بحارالأنوار،ج8،ص64.
[7] . بنابراین نباید به ظاهر این گونه تعبیرها جمود ورزید، بلکه این گونه تعبیرها نوعی تشبیه و تمثیل است که برای این که حقایق غیر محسوس برای ذهنهای ابتدایی قابل درک باشد مورد استفاده قرار میگیرند.
[8] . بحارالأنوار،ج7،ص129.
[9] . بلد/11 ـ 16.
[10] . بلد/17 ـ 20.
[11] . منشور جاوید، ج9، ص 309 ـ 316.
ابن روزها همه چیز عوض شده هیچ چیز رنگ و بوی سابق را ندارد حتی پدر و مادرها که خداوند بزرگ در قرآن کریم آن همه سفارش در مورد ایشان کرده است .
گاهی ما چنان با پدر یا مادر خود صحبت می کنیم که گویی طلبکار هستیم و حق و حقوقمان را خوردهاند. گاه در پاسخ محبت بیحد و حصرشان چنان ناسپاسی میکنیم که قلبشان به درد میآید. گاهی جوانانی دیده می شوند که سریعا به پدر و مادرشان پرخاش میکنند، گاه جواب پرسشهایشان را نمیدهند و گاه با بی اعتنایی از کنارشان رد میشوند و بی مهابا انگار نه انگار که خداوند متعال به صراحت گفته است که حتی یک «اف» هم به ایشان نگو. الان به رفتار خودمان و اطرافیانمان نگاه کنید "اف" که خوب است بعضی ها حتی دست تعرض به سمت ایشان دراز می کنند. چه بسیار افرادی که براحتی به آنها ناسزا می گویند و حتی کتکشان میزنند. این خیلی دردناک است ولی واقعیتی است در جریان .
وقتی ما دستور صریح خداوند را نادیده میگیریم چطور می خواهیم دینداری کنیم؟ دیگر چه حدی نگه داشته خواهد شد؟
ما طلبکاریم که چرا برای ما چنان نکردند و چنین نکردند؟ آیا این انصاف است؟ ما برای آنها چکار کرده ایم؟ مسؤلیت ما در مقابل ایشان بسیار سنگین است و حتی اگر ظالم باشند ما وظیفه داریم تکریمشان کنیم.
اذیت رساندن و حتی نگاه با خشم به پدر و مادر نمودن باعث خشم خداوند می شود. در روایت است که اگر با عصبانیت به والدین نگاه کنید حتی اگر آنها به او ظلم کرده باشند، باعث عدم قبولی نماز می شود.
«ابامهزم گوید که: شبی از حضرت باقر علیه السلام خداحافظی کردم و با مادرم به منزلمان می رفتیم. در راه با مادرم دعوامان شد و من به او تندی کردم. وقتی فردا خدمت امام رفتم ناگاه فرمود: این ابامهزم! دیشب بین تو مادرت چه گذشت؟ آیا او تو را در شکمش حمل ننمود و از سینه اش تو را شیر نداد و تو را در دامنش بزرگ ننمود؟ دیگر این عمل را تکرار نکن.»1
گاهی مجازات اذیت کردن والدین در همین دنیا ظاهر می شود.
جوان با نفرین پدر شل شد!
روزی امام علی علیه السلام در حال طواف بود که صدای التجاء و مناجات و التماس جوانی را شنید. امام از او درباره ی گرفتاریش سؤال کرد.
او گفت: من سالم بودم ولی آنقدر پدرم را اذیت نمودم که او مرا نفرین کرد و من فلج شدم. پدرم تصمیم داشت تا روزی به کنار کعبه بیاید، و برای شفایم دعا کند ولی قبل از این کار، از دنیا رفت. حال من مانده ام این پاهای شل!
امام علیه السلام به او دعای مشلول را یاد دادند که آن را بخواند. او این دعا را خواند و پیامبر صلی الله علیه وآله را در خواب دید که حضرت دستی بر پاهای او کشید و او شفا یافت.»2
امام چهارم دیدند که نوجوانی بنحو بی ادبانه ای به پدرش تکیه کرده است. بعد از این امام هیچگاه با آن جوان صحبت نکردند تا جوان از دنیا رفت.»
مرحوم کافی و پدر
مرحوم کافی می گفتند: هرگاه پدرم که یک نفر کاسب ساده ای است، به تهران می آید یا من مشهد می روم، در جلو زن و بچه و برادر و خواهر خم می شوم و مکرر دست پدرم را می بوسم.
جوان زبانش لال شد!
«روزی پیامبر صلی الله علیه وآله بر بالین جوانی که در حال احتضار بود، حاضر شد. وقتی شهادتین را به او تلقین نمود، جوان نتوانست زبانش را به شهادتین باز کند و گویا لال شده بود. حضرت، مادرش را خواستند. و از مادرش پرسیدند که آیا از پسرت راضی هستی؟ زن گفت: یا رسول الله! چهار سال است که باو حرف نزده ام!
«روزی پیامبر صلی الله علیه وآله بر بالین جوانی که در حال احتضار بود، حاضر شد، وقتی شهادتین را به او تلقین نمود، جوان نتوانست زبانش را به شهادتین باز کند و گویا لال شده بود. حضرت، مادرش را خواستند. و از مادرش پرسیدند که آیا از پسرت راضی هستی؟ زن گفت: یا رسول الله! چهار سال است که با او حرف نزده ام!
پیامبر صلی الله علیه وآله از او خواستند که از فرزندش راضی شود. او هم راضی شد و جوان زبانش باز گردید و شهادتین را جاری کرد و از دنیا رفت»
«بوی بهشت از مسیر پانصد سال راه بمشام می رسد ولی بمشام عاق والدین نمی رسد.»
امام پنجم علیه السلام فرمود: «سرور و آقای نیکان در قیامت، شخصی است که بعد از رحلت پدر و مادرش، نیز به آنان نیکی کرده است – آنان را فراموش ننموده است-»
قصری که ویران گردید!
«ملا علی کازرونی شبی در خواب دید که قصری با عظمت در باغی قرار ارد. از صاحب قصر سؤال کرد. گفتند: مال فلان نجّار شیرازی است. ناگاه صاعقه ای آمد و قصر را تبدیل به خاکستر کرد.
روز بعد ملا علی کازورنی سراغ نجار رفت و گفت: دیشب چه کار کردی؟ گفت: هیچ! ملاّ او را قسم داد. نجار گفت: شب قبل با مادرم دعوا کردم و کار به زدن و کتک کاری کشید.»3
سفر غیرضروری فرزند با مخالفت پدر یا مادر ممنوع بوده و سفر معصیت حساب می شود.
همچنین با پدر و مادر بلند صحبت کردن بی ادبانه، جلوتر از آنان راه رفتن، به آنها اُف گفتن، آنها را تحقیر کردن و... در اسلام ممنوع است.
«روزی یکی از وزرا با پدرش خدمت امام خمینی قدس سره رسید و خود جلوتر رفت و دست اما را بوسید سپس پدرش را معرفی کرد. امام امت به او فرمود: چرا جلوتر از پدرت راه رفتی؟»
والدین
از نظر اسلام چنانچه والدین نیازمند و فرزندان متمکن باشند، واجب است که مخارج پدر و مادرشان را بدهند.
حقوق والدین بر فرزندان فقط مربوط به زمان حیات آنان نمی شود و باید بعد از رحلتشان نیز همواره بفکر آنان بده و برای ایام برزخ مرتب آذوقه های معنوی از قبیل نماز قضاء، صدقات، کارهای خیر بنیت آنان و پاک کردن بدهکاریهای آنان فرستاد.
متأسفانه در فرهنگ ما طوری عمل می شود که واجبات فدای مستحبات می گردد کسی که از دنیا می رود بجای اینکه واجبات او را که در دستش از دنیا کوتاه شده ادا کنند و مخصوصاً حق الناس اگر بر اوست ادا کنند، بفکر غذا دادن و گاهی خودنمائی های ضررآور می افتند. چندین روز بستگان عزادار میت سفره می اندازند و پولهایی که گاهی با عدم رضایت قلبی تهیه شده صرف امری که حتی استحباب آن ثابت نشده می نمایند. گاهی مخارج آنچنان بالاست که تا مدتها زیربار قرض می روند. حال آنکه در سنت اسلام وارد شده که تا سه روز مردم برای تعزیت و تسلیت به دیدن اقوام میت بروند و موقع غذا که می شود، همسایگان و فامیلها، برای بستگان درجه اول میت غذا ببرند.
و اگر بخواهند در حق میت خوبی کنند باید ابتدا بدهکاریهای مالی او را پاک کنند. سپس نمازها و روزه ها و حج هائیکه بعهده داشته بطریقی ادا نمایند. سپس ارث را طبق شریعت اسلام تقسیم نمایند و اگر می خواهند پولی برای او صرف کنند خرج کارهای دائمی مثل چاپ کتب مفید، ساختن مدرسه و درمانگاه و بیمارستان و مسجد و حوزه علمیه و کتابخانه و... نمایند.
امام سجاد علیه السلام به پسرش فرمود: «دقت کن و ببین آیا احدی از انسانها را می توانی پیدا کنی که از نعمت پدر و مادرت برایت مهمتر و بیشتر باشند.»
امام پنجم علیه السلام فرمود:
«سرور و آقای نیکان در قیامت، شخصی است که بعد از رحلت پدر و مادرش، نیز به آنان نیکی کرده است – آنان را فراموش ننموده است-».
شخصی به پیامبر صلی الله علیه وآله گفت: نذر کرده ام آستانه ی بهشت را ببوسم. حال چه کنم؟ فرمود:
«پای مادر و پیشانی پدر را ببوس تا به نذرت عمل کرده باشی. اگر از دنیا رفته اند، قبر آنان را ببوس.»
امام سجاد علیه السلام به پسرش فرمود:
«دقت کن و ببین آیا احدی از انسانها را می توانی پیدا کنی که از نعمت پدر و مادرت برایت مهمتر و بیشتر باشند.»
در روایات ما از رسول خدا صلی الله علیه وآله و علی مرتضی علیه السلام بعنوان والدین معنوی شیعیان نام برده شده است که اهمیتشان از الدین جسمی بیشتر می باشد.
میوه و سبزی هایی که باعث زیبایی پوست می شوند
هر نوع پوست نیازهای مخصوص به خود را دارد و میوه و سبزیجات اگر درست انتخاب و مصرف شوند میتوانند به این نیازها پاسخ دهند.
سلامت نیوز: گذر زمان، آلودگی هوا، آسیبهای خورشید، لطافت و درخشندگی پوست را به تاراج میبرند و خالها و لکههای رنگی به ارمغان میآورند. برای مقابله با این آسیبها و صاف و مرطوب نگه داشتن پوست، میوهها بهترین گزینه محسوب میشوند. هر نوع پوست نیازهای مخصوص به خود را دارد و میوه و سبزیجات اگر درست انتخاب و مصرف شوند میتوانند به این نیازها پاسخ دهند.
انگور
در طب سنتی هند به انگور «خون گیاهی» یا «مروارید حیات» گفته میشود و هزاران سال است که از آن برای درست کردن مواد آرایشی – زیبایی و فیتوتراپی یا همان درمان بیماریها با داروهای گیاهی استفاده میشود.
خواص زیبایی انگور: انگور سرشار از ویتامینها، اسیدهای میوه و آنتی اکسیدانها بوده و قابض فوقالعادهای محسوب میشود. این میوهٔ خوشمزه، همهٔ پوستها را تقویت، مرطوب و روشن میسازد.
انگور در خدمت سلامتی: انگور با توکسینها مبارزه میکند و باعث پاکسازی عمقی بدن میشود. انگور دارای خواص ضدخستگی است و باعث تقویت قوای جسمی و فکری میشود. این «مروارید حیات» روح را از افکار تکراری و مزاحم خلاص میکند و بهترین میوه برای حفظ و تقویت و نشاط و شادابی بدن محسوب میشود.
توصیه میکنیم پوستتان هر نوعی که باشد از خوردن انگور غافل نشوید.
میوههای قرمز
میوههای قرمز رنگ: رنگدانههای جوانی
در فصل تابستان، توت فرنگی، انگور فرنگی، شاهتوت و تمشک، زینت و شادابی را به باغها و پوستمان هدیه میدهند.
این میوهها اثرات گذر عمر را به تعویق میاندازند. پس تا میتوانید از این میوههای بخورید.
خواص زیبایی میوههای قرمز رنگ: میوههای قرمز خواصشان را مدیون رنگشان هستند. در واقع آنتوسیانینهای موجود در آنها (پیگمانهای طبیعی گیاهی آنها) به احیای سلولها و ترمیم برخی آسیبهای پوستی کمک میکنند. علاوه بر این بتاکاروتن آنها از پوست حفاظت کرده و باعث میشوند پوست بهتر نفس بکشد.
میوههای قرمز در خدمت سلامت: میوههای قرمز و به ویژه شاه توت، انگور فرنگی و تمشک با خواص تصفیه کنندگی که دارند کیفیت خون را بهتر میکنند و بازسازی بافتها را تسهیل میبخشند. همچنین زمانی که دچار گرمازدگی شده باشید این میوهها معجزه میکنند.
همه با تمام انواع پوستها میتوانند از خواص زیبایی این میوههای خوشمزه بهرهمند شود.
هویج: خواص جاودانی
هویج یکی از آن سبزیجات ضد پیری فوقالعاده محسوب میشود و به تقویت کنندهٔ چشم معروف است.
خواص زیبایی هویج: هویج سرشار از ویتامینها و به خصوص ویتامین A میباشد. هویج ضدالتهاب و احیاکنندهٔ قابلی است که نه تنها چین و چروکها را کاهش میدهد بلکه با عفونتهای پوستی نیز مقابله میکند.
هویج در خدمت سلامت: در فیتوتراپی نیز هویج به خاطر داشتن خواص زهکشی بافتها، معروف است. این نارنجی خوشرنگ و مفید «ضد سم» واقعی محسوب میشود و در خون و طحال وارد عمل شده و سموم بدن را خنثی میکند.
همهٔ انواع پوستها میتوانند از خواص زیبایی هویج بهرهمند شوند.
پرتقال: لیفتینگ ویتامینه
این میوهٔ پرطرفدار در تابستان نیز همانند زمستان باعث ایجاد آرامش میشود زیرا دارای خواص بیشماری است.
خواص زیبایی پرتقال: پرتقال همانند لیموترش سرشار از ویتامینها و آنتیاکسیدانها است. پرتقال هر چه شیرینتر باشد خواص قابضی بیشتری دارد و میتواند پیری سلولها را به تأخیر بیندازد و از پیدایش چین و چروک جلوگیری کند. این میوهٔ خوش طعم همچنین باعث مرطوبی پوست شده و از خشکی آن در مقابل نور خورشید جلوگیری میکند.
پرتقال در خدمت سلامت: پرتقال سیستم دفاعی طبیعی بدن را تقویت میکند و از آن (و همچنین پوست) در مقابل آسیبهای خارجی حفاظت میکند. پرتقال مقویتر از لیموترش است و در صورتی که بدن با استرس، خستگی یا فشارهای کاری درگیر شده باشد باعث آرامش و تسکین بافتهای آسیب دیده میشود. در نهایت باید بگوییم که پرتقال در مبارزه با میگرن و کوفتگی بسیار مؤثر عمل میکند.
همهٔ انواع پوستها حتی پوستهای حساس نیز میتوانند از خواص زیبایی پرتقال بهرهمند شود.
گوجه فرنگی: پاکسازی پوست
خوشبختانه امروزه گوجه فرنگی در طول سال در بازار موجود است و میتوان به راحتی از خواص آن بهرهمند شد. گوجه فرنگی این قابلیت را دارد که مشکلات پوستی را چه درونی و چه سطحی رفع کند.
خواص زیبایی گوجه فرنگی: گوجه فرنگی سرشار از ویتامینها، مواد معدنی و آنتیاکسیدانها است و در عین حال که پوست را پاکسازی میکند، ضدعفونی کننده و روشن کننده نیز محسوب میشود. گوجه فرنگی باعث رفع جوشهای سر سیاه میشود و لایهٔ سطحی پوست را پاکسازی میکند. از این گذشته گوجه فرنگی ضدالتهاب است و برای درمان زخمهای پوستی و سوختگیهای سطحی مؤثر عمل میکند.
هویج ضدالتهاب و احیا کنندهٔ قابلی است که نه تنها چین و چروکها را کاهش میدهد بلکه با عفونتهای پوستی نیز مقابله میکند.
احتیاط: گوجه فرنگی یکی از اسیدیترین میوهها محسوب میشود که میزان اسید آن حتی از لیموترش نیز بیشتر است. بنابراین استفادهٔ خارجی از گوجه فرنگی به عنوان ماسک برای افرادی که پوست حساسی دارند توصیه نمیشود. از نظر تغذیه نیز توصیه میشود افرادی که معدهٔ حساسی دارند در مصرف گوجه فرنگی احتیاط کنند. توجه داشته باشید که هیچوقت تخمهای گوجه فرنگی را دور نریزید زیرا این تخمهای ریز اسیدیتهٔ گوجه فرنگی را کاهش و هضم آنرا راحتتر میکنند.
استفادهٔ زیبایی از گوجه فرنگی برای پوستهای چرب و میکس مناسب است.
خیار: مرطوب کنندهٔ پوست
شاید خیلی نیاز به توضیح نداشته باشد که خیار خواص مرطوب کنندگی و پاکسازی دارد.
خواص زیبایی خیار: خیار حاوی ۹۵ درصد آب است و زمانی که به عنوان ماسک استفاده میشود به راحتی لایه سطحی پوست را مرطوب میکند. خیار توکسینهای پوست را دفع کرده و پوست را صاف و شاداب میکند.
خیار در خدمت سلامت: یونانیهای باستان معتقد بودند که خیار خواص آرامش بخشی دارد و آن را برای کاهش میل جنسی خیلی زیاد توصیه میکردند. امروزه از خیار به خاطر دارا بودن ویتامین B6 و خواص آرام بخشی در برخی معالجات ضد استرس استفاده میکنند.
همهٔ انواع پوستها میتوانند از خیار برای داشتن پوستی زیبا استفاده کنند.
گریپفروت: دفع سموم
از ۴۰۰۰ سال پیش، از گریپفروت به دلیل خواص درمانیاش استفاده میشود. گریپفروت مؤثرترین میوه برای دفع سموم است و همچنین یکی از بهترین میوهها برای پاکسازی پوست محسوب میشود.
خواص زیبایی گریپفروت: گریپفروت ضدعفونی کننده، قابض و تقویت کننده است. این میوهٔ پُرخاصیت، همهٔ انواع پوستها را تقویت و بازسازی میکند و پوستهای چرب را تمیز و پاکسازی میکند. همچنین از این میوه برای تقویت و شادابی پوست سر استفاده میشود.
گریپفروت در خدمت سلامت: گریپفروت مدر است و از این رو توکسینها یا همان سموم بدن را دفع میکند و احتباس آب را کاهش میدهد. این میوهٔ پرطرفدار جریان خون را افزایش میدهد و باعث لاغری و همچنین سلامت کلیهها میشود. از این گذشته گریپفروت درمان طبیعی افسردگی به شمار میرود.
افرادی که پوستهای چرب و میکس دارند میتوانند با خیال راحت از خواص زیبایی گریپفروت استفاده کنند
منبع : سلامت نیوز | tim.ir
سخنان بزرگان درباره ازدواج !!! قابل توجه مجردها :
1) هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلماني)
2) مردي كه به خاطر " پول " زن مي گيرد، به نوكري مي رود. ( ضرب المثل فرانسوي )
3) لياقت داماد ، به قدرت بازوي اوست . ( ضرب المثل چيني )
4) زني سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يوناني )
5) زن عاقل با داماد " بي پول " خوب مي سازد. ( ضرب المثل انگليسي )
بقیش خیلی نازتره برو ادامه مطلب

پیش خداهم که هستی وقتی مادرت زنگ میزنه جوابشو بده...
چون مادره خداهم ناراحت نمیشه
برا سلامتی همه مادرا صلوات ^_^
امسال هم گذشت و دلم پیرتر شده
هر روز و شب بدون تو با گریه سر شده
...
سهم من از نبودن تو کم نبوده است
چندی ست جای خالی تو بیشتر شده
...
با گریه های هر شب من در سکوت شب
یک شهر از نبودن تو باخبر شده
...
عمریست بغض رفتن تو مانده در گلو
عمریست شعرهای من از گریه ، تر شده
...
در صحفه ی نخست حوادث نوشته بود:
"چشم تو باز قاتل چندین نفر شده"
...
تقصیر شعرهای نگاه تو بوده است
مجنون ، نام دیگر شاعر اگر شده
...
باید به آب و آتش این عشق خو کنم
آن کس برنده است که مرد خطر شده