تفاوت نماز شیعه و سنی
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

1. خواندن بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم در نماز

در نمازهای جماعت, در قرائت حمد و سوره توسط امام جماعت بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم را نمی‌شنویم و

این سوال مطرح می‌گردد که چرا آنان در نمازهای بسم‌الله را نمی‌خوانند؟

اهل‌سنت درباره خواندن بسم‌الله در نماز, دیدگاه متفاوتی با شیعه دارند؛ از نظر شیعه, بسم‌الله جزئی از

سوره است و باید خوانده شود و مستحب است که حتی در نمازهایی که آهسته خوانده شود, بسم‌الله

در نماز بلند خوانده شود و این یکی از شعائر شیعه است.

ولی بسیاری از اهل‌سنت, بسم‌الله را جزء سوره نمی‌دانند, حنفی‌ها و حنبلی‌ها در عین حال که آن را

جزء سوره نمی‌دانند اما خواندن آن را در آغاز حمد و سوره مستحب می‌دانند؛ ولی به نظر آنها اگرچه نماز

جهری باشد مانند نمازهای مغرب و عشاء باید بسم‌الله آهسته خوانده شود.

 

2. گفتن آمین پس از قرائت نماز

از نظر فقهای اهل سنت برای امام جماعت و مامومین مستحب است که در نمازهایی که بلند خوانده

می‌شود پس از تمام سوره حمد, همگی آمین بگویند.

از نظر فقه شیعه گفتن آمین پس از حمد جایز نیست و موجب باطل شدن نماز می‌شود و در روایات

متعددی از ائمه معصومین (ع) گفتن آمین پس از سوره حمد منع شده است.

 

3. خواندن نماز به صورت دست‌بسته

اهل سنت در قیام نماز دست راست خود را روی دست‌چپ می‌گذاردند و هر دو دست را روی ناف یا بالای

آن قرار می‌دهند, البته در این مسئله میان مذاهب چهارگانه اهل سنت اختلاف‌نظر وجود دارد, حنیفه,

شافعیه و حنبلیه این کار را لازم و یکی از سنت‌های نماز می‌دانند, ولی مالکیه آن را لازم و سنت

نمی‌دانند.

از نظر شیعه و مکتب فقهی اهل‌بیت(ع) این کار بدعت و حرام است و نماز را باطل می‌کند و از آن‌جا که

بعضی از اهل‌سنت نیز با دست باز نماز می‌خوانند, در این مسئله, مشکلی برای شیعه وجود ندارد.

 

4. برگرداندن صورت به چپ و راست در حال خواند سلام

شافعی‌ها و حنفی‌ها و حنبلی‌ها عقیده دارند که مستحب است نمازگزار در حال خواندن سلام نماز, در

سلام اول صورت خود را به طرف راست و در سلام دوم به طرف چپ برگرداند, آن هم به اندازه‌ای که از پشت‌سر صورت او دیده شود. مالکی‌ها نیز این کار را مستحب می‌دانند, ولی آن را به سلام آخر اختصاص

داده‌اند.

از نظر شیعه نمازگزار هنگام سلام نماز نباید صورتش از قبله منحرف شود.

 

5. قنوت

از نظر فقه شیعه, قنوت, در رکعت دوم تمام نمازها, مستحب است ولی اهل سنت معتقدند که قنوت در

نماز در حالی مستحب است که بلا و مصیبتی بر دیگر, که در چنین حالتی مستحب است قنوت بخوانند و

برای رفع آن بلا از مسلمانان, دعا کنند. آنها این قنوت را القنوت‌عندالنازعه می‌نامند و در غیر این صورت

قنوت نمی‌خوانند.

از نظر شیعه قنوت واجب نیست, بنابراین ترک آن اگرچه از روی عمد باشد اشکالی در نماز ایجاد نمی‌کند.

 

6. عبور از مقابل نمازگزار

از نظر اهل‌سنت عبور کردن از مقابل نمازگزار حرام است, حتی در بعضی از کتاب‌های حدیثی آنان آمده

است که نمازگزار باید مانع عبور عابر از مقابل خود باشد, اگرچه این کار به درگیری بکشد, و کسی که از

مقابل نمازگزار عبور می‌کند شیطان است. به همین جهت وقتی در مکه یا مدینه از مقابل کسی که نماز

می‌گذارد, عبور کنید, با اعتراض شدید او و دیگران روبرو می‌شوید و حتی ممکن است برای این کار

خشونت هم نشان بدهند. بنابراین زائران ایرانی باید از پیش, به این مسئله توجه داشته باشند.

از نظر شیعه عبور از مقابل نمازگزار حرام نیست ولی مستحب است که نمازگزار حایلی مانند عصا یا

تسبیح یا چوب یا ریسمان قرار دهد تا میان او و کسانی که از مقابل او عبور می‌کنند قرار گیرد, و این از

باب احترام به نماز و رمز انقطاع از مردم به سوی خداست.

 

7. اذان و اقامه

از نظر اهل‌سنت, اذان گفتن برای نماز صبح, پیش از رسیدن وقت آن, یعنی پیش از طلوع‌فجر مستحب

است, و لذا آنان حدود بیش از طلوع‌فجر اذان می‌گویند که در حقیقت اعلام وقت نافله است تا مردم برای

خواندن نماز صبح آماده شوند و بیش از آن, نمازهای نافله را بخوانند.

و چون وقت نماز صبح می‌رسد یکبار دیگر اذان می‌گویند و این اذان برای اعلام داخل شدن وقت نماز صبح

است, و پس از آن اقامه می‌گویند. بنابراین برای نماز صبح دوبار اذان و یک‌بار اقامه گفته می‌شود. از نظر

فقهای شیعه, اذان باید پس از داخل شدن وقت گفته شود.

اهل‌سنت جمله حی‌علی خیرالعمل را در اذان صبح نمی‌گویند. در برخی از کتاب‌های آنان آمده است که

در زمان پیامبراسلام(ص)و زمان خلیفه اول, این جمله در اذان گفته می‌شد و خلیفه دوم از آن نهی کرد و

دستور داد در اذان صبح به جای این جمله دوبار بگویند: الصلوه خیر من النوم.



خلیج همیشه فارس
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

باسلام :

امروزمیدونیدچه روزیه ::

امروزروزملی خلیج همیشه فارس است.به امیدجهانی شدن این روز

 

Persian Eternal gulf

الخليج الفارسي - البحر الفارسي

 



کلیپ بسیار زیبای از غدیر تا غربت
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

 

لینگ با کیفیت و حجم بالا

http://fars.tv/videos/4255/سلام-بر-بانوی-شهیده-مظلومه-مغضوبه

لینگ در یوتویوب و با کیفیت پایین

http://www.youtube.com/watch?v=XvQ_T-UdD10

لینگ مستقیم

http://fars.tv/uploads/oZAbsFaLjnzcBJCcDIAx.flv

التماس دعا

 

 



خدایا...
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

با سمه تعالی

 

گفتم که :الف ، گفت :دگر ؟  گفتم: هیچ             در خانه اگر کس است یک حرف بس است

 

بارها گفته ام و بار دگر می گویم : " کسی که بداند ، هر که خدا را یاد کند " خدا همنشین اوست" ، احتیاج به هیچ وعظی ندارد ُ می داند چه باید بکند و چه باید نکند . می داند که " آنچه را که می داند " باید انجام دهد و در آنچه که نمی داند باید احتیاط کند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الاقل محمد تقی البهجه



با من غریبی نکن
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

"شايد مرا ديگر نشناسي، شايد مرا به‌ ياد نياوري. اما من‌ تو را خوب‌ مي‌شناسم. ما همسايه‌ شما بوديم‌ و شما همسايه‌ ما و همه‌مان‌ همسايه‌ خدا.

يادم‌ مي‌آيد گاهي‌ وقت‌ها مي‌رفتي‌ و زير بال‌ فرشته‌ها قايم‌ مي‌شدي. و من‌ همه‌ آسمان‌ را دنبالت‌ مي‌گشتم؛ تو مي‌خنديدي‌ و من‌ پشت‌ خنده‌ها پيدايت‌ مي‌كردم.
خوب‌ يادم‌ هست‌ كه‌ آن‌ روزها عاشق‌ آفتاب‌ بودي. توي‌ دستت‌ هميشه‌ قاچي‌ از خورشيد بود. نور از لاي‌ انگشت‌هاي‌ نازكت‌ مي‌چكيد. راه‌ كه‌ مي‌رفتي‌ رد‌ي‌ از روشني‌ روي‌ كهكشان‌ مي‌ماند.

يادت‌ مي‌آيد؟ گاهي‌ شيطنت‌ مي‌كرديم‌ و مي‌رفتيم‌ سراغ‌ شيطان. تو گلي‌ بهشتي‌ به‌ سمتش‌ پرت‌ مي‌كردي‌ و او كفرش‌ درمي‌آمد. اما زورش‌ به‌ ما نمي‌رسيد. فقط‌ مي‌گفت: همين‌ كه‌ پايتان‌ به‌ زمين‌ برسد، مي‌دانم‌ چطور از راه‌ به‌ درتان‌ كنم.
تو شلوغ‌ بودي، آرام‌ و قرار نداشتي. آسمان‌ را روي‌ سرت‌ مي‌گذاشتي‌ و شب‌ تا صبح‌ از اين‌ ستاره‌ به‌ آن‌ ستاره‌ مي‌پريدي‌ و صبح‌ كه‌ مي‌شد در آغوش‌ نور به‌ خواب‌ مي‌رفتي.
اما هميشه‌ خواب‌ زمين‌ را مي‌ديدي. آرزويي‌ روياهاي‌ تو را قلقك‌ مي‌داد. دلت‌ مي‌خواست‌ به‌ دنيا بيايي. و هميشه‌ اين‌ را به‌ خدا مي‌گفتي. و آن‌ قدر گفتي‌ و گفتي‌ تا خدا به‌ دنيايت‌ آورد. من‌ هم‌ همين‌ كار را كردم، بچه‌هاي‌ ديگر هم، ما به‌ دنيا آمديم‌ و همه‌ چيز تمام‌ شد.
تو اسم‌ مرا از ياد بردي‌ و من‌ اسم‌ تو را، ما ديگر نه‌ همسايه‌ هم‌ بوديم‌ و نه‌ همسايه‌ خدا. ما گم‌ شديم‌ و خدا را گم‌ كرديم...
دوست‌ من، همبازي‌ بهشتي‌ام! نمي‌داني‌ چقدر دلم‌ برايت‌ تنگ‌ شده. هنوز آخرين‌ جمله‌ خدا توي‌ گوشم‌ زنگ‌ مي‌زند: «از قلب‌ كوچك‌ تو تا من‌ يك‌ راه‌ مستقيم‌ است، اگر گم‌ شدي‌ از اين‌ راه‌ بيا».
بلند شو. از دلت‌ شروع‌ كن. شايد دوباره‌ همديگر را پيدا كنيم."



یادمان باشد...
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

بعضی چیزها هستند  که  دیگر نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند :

 
1. سنگ ... پس از رها شدن
2. سخن ... پس از به زبان آوردن
3. فرصت... پس از پایان یافتن
4. زمان ... پس از سپری شدن! .....................

 

چند قطره آرامش



دردهای من
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج

اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟

درد، حرف نیستَ
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

"قیصر امین پور"



کاراته ، دنیای ورزشی من
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

 

سیکن(دو مفصل اصلی مشت بسته)


اُشیرو ( عقب ، پشت)



میگی (راست)


هیداری (چپ)                                      بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید



حکایتی بسیار جالب از علم غیب امام علی علیه السلام
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

امام خود را بیشتر بشناسیم

6vusupq96n2zo33ukl.png
 
  

«أصْبَغ‌بن‌نُباته»‌ می‌گوید: امیرمؤمنان‌ علی علیه‌السلام، به ‌ما امر فرمود که ‌از کوفه‌ به ‌مدائن ‌برویم‌‌. روز یکشنبه

به‌راه‌افتادیم‌‌. در میان‌ راه‌، از میان‌ما «عمْرو بن‌حریث‌» و «أشعث‌بن‌قَیْس» ‌و «جَریر بن‌عبدالله ‌بَجَلی» ‌با پنج ‌نفر دیگر

جدا شدند و راه خود را به سوی‌حیره ‌کج کردند و به ‌ما گفتند‌: چون ‌روز جمعه ‌فرا رسد ما در ‌مدائن ‌به ‌علی(ع)‌

می‌رسیم ‌و قبل‌از آنکه ‌مردم ‌برای ‌نماز جمعه‌ مجتمع‌ گردند می‌آییم‌ تا نماز را با علی ‌بخوانیم‌‌.


      آنها به دیاری رسیدند که به آن‌ «خَوْرنق» و «سَدیر» می‌گفتند‌. آن‌ هشت ‌نفر در خورنق یا سدیر در وقت ‌ظهر

‌نشستند و به خوردن ناهار مشغول شدند. یک‌ضب (سوسمار) از جلوی‌ آنها گذشت‌‌. آن ‌را صید کردند‌. عَمرو

بن‌حریث، دست‌ سوسمار را باز کرد و (با لحنی تمسخر‌آمیز) به‌همراهان‌خود گفت‌: با این‌ سوسمار بیعت‌کنید. این

امیرالمؤمنین شماست‌‌. آن‌ هشت ‌نفر با آن ‌سوسمار بیعت‌ کردند و سپس‌ آن ‌را رها کردند و خودشان ‌از آنجا به

‌مدائن‌کوچ‌ کردند و گفتند علی‌ابن‌ ابیطالب‌ چنین ‌می‌پندارد که ‌از علم ‌غیب ‌اطلاع‌ دارد‌. ما اینک ‌او را از امارت ‌مؤمنان،

خلع‌کردیم ‌و به‌ جای ‌او با سوسماری ‌بیعت‌ کردیم‌‌.


      آنان روز جمعه ‌به‌ مدائن ‌رسیدند و در هنگامی‌که ‌أمیرالمؤمنین ‌علیه‌السلام ‌بر بالای‌ منبر ‌خطبه‌ می‌خواند، وارد‌

مسجدشدند. حضرت فرمود‌: رسول‌خدا صلی‌الله‌ علیه ‌و آله ‌و سلم، ‌برای ‌من ‌احادیث ‌بسیاری ‌را به راز گفته ‌است ‌که

‌در هر حدیثی‌ از آن‌ احادیث، ‌دری ‌است ‌که ‌از آن ‌یک ‌در، هزار در دیگر گشوده ‌می‌شود‌. خداوند تعالی ‌در کتاب‌ عزیز

خود می‌گوید‌: «یَوْمَ نَدْعُو کُل أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ. . . »؛ قیامت‌ روزی ‌است ‌که ‌ما در آن‌، هر دسته‌ و جمعیتی ‌از مردم ‌را با

امام خودشان‌ می‌خوانیم‌»‌ (اسرا: 71) و من‌ به ‌خدا قسم‌ می‌خورم ‌که ‌در روز قیامت، ‌هشت ‌نفر از این ‌امت، ‌محشور

می‌شوند که ‌امام ‌آنها، ضب (سوسمار) است‌‌ و اگر بخواهم ‌نام ‌آنها را ببرم‌، می‌برم‌‌.


       در این‌ حال، ‌رنگ ‌از چهره‌هایشان‌ پرید و بند بند بدن آنها لرزیدن‌گرفت‌ و عمروبن‌حریث از شدت ترس ‌و دهشت،

‌‌‌مانند شاخه سعف (برگ‌ درخت ‌خرما) تکان ‌می‌خورد.

(امام شناسی. ج 14. صص 115-114؛ مناقب. طبع‌سنگی‌ج‌، ص 421- ‌؛ بحار‌الانوار. ج‌. ص‌؛ و...)



تفسیر سوره ی حجرات
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

تفسیر سوره حجرات

پدیدآورندگان     محسن قرائتی

توضيحات

این سوره در مدینه نازل شده و دارای هجده آیه و به نام سوره حجرات یا سوره آداب و

اخلاق نامیده شده است.

حجرات جمع ”حُجره“ است و چون در این سوره نام حجره‌های پیامبر اکرم صلی الله علیه

وآله (که بسیار ساده و از گل و سقف آن از چوب و شاخه‌های خرما بود) برده شده، این

سوره حجرات نامیده شده است. در این سوره مسائلی مطرح شده که در سوره‌های دیگر

نیست. از جمله:


۱. پیشی نگرفتن از پیامبر صلی الله علیه و آله و آداب برخورد با آن حضرت و هشدار به

آسانی که بی‌ادبند.

۲. مسخره کردن و نام بد نهادن، سوءظن، تجسّس و غیبت که در یک جامعه ایمانی حرام

است، در این سوره از آنها نهی شده است.

۳. اُخوّت و برادری، دستور اصلاح، بسیج عمومی بر ضد یاغی، میانجی‌گری عادلانه، تحقیق

درباره خبرهای رسیده از افراد مشکوک و تعیین ملاک برتری که در یک جامعه ایمانی لازم

است، در این سوره آمده است.

۴. در این سوره، جامعه ایمانی که در آن درجات مسلمین از مؤمنین مشخّص و ملاک

ارزشها، تقوی و آنچه محبوب است، ایمان و آن چه مورد تنفّر است، کفر و فسق و گناه بیان

شده و محور جامعه را قسط و عدل می‌داند.

۵. جامعه ایمانی در این سوره، وام دار خدا و عاشق پیامبر صلی الله علیه و آله است که

واسطه هدایت او شده و هرگز ایمان خود را منتّی بر خدا و رسول صلی الله علیه وآله

نمی‌داند.

۶. در جامعه ایمانی این سوره، مردم باید تابع پیامبر باشند و هرگز توقّع تبعیّت پیامبر از

مردم را نداشته باشند.

دانلود فایل :402 KB    

application/pdf

tafsire soreye hojorat.pdf



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران