جات خالي
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

با گفتن یک جمله" دوست من جایت خالیست " ،

نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کمتر...

فقط دلخوش می شوم که هنوز بود و نبودم برایت مهم است .



بـا مـن از عشــق چـیـزی بگـو ...
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

بـا مـن از عشــق چـیـزی بگـو ...

نه اینکه حـرفـی بـرای گفـتـن نبـاشـد ...


هســت ...

حـرف هسـت


عشــق هسـت


... ... ...


بـغـض هسـت


درد هسـت !!!



امــا ...


چـه بـگویـم وقـتـی


نـه در انـزوای خـالی سکوتـم دسـتی
مهـربـان


نـه تـلاش دوبـاره ای بـرای نـو شـدن ...


گمـان مبـر همیشه حـوالی خواب هـای تــو بـیـدارم


گمـان مبـر که همیشـه عـاشقـانـه می نـویـسم و م
ی خـوانـمـت



عشــق ؛


به زخـم که بـرسـد ، سکـوت می شـود
...!


زخـم که عـمیـق شـود ...  بـیـداریِ دل ،


درد دارد !



مـن ...


در ایـن بغـض هـای هـر لحـظه


در ایـن دلتـنگی هـای مـدام


در ایـن آشفـتگی هـای دقـایـقـم


دارم


سکـوت


می شـوم ...


بـا مـن از عشــق چـیـزی بگـو


پـیـش تـر از آنکه زخـم هـایـم عـمیـق شـود
.....!!!



به چه مي خندي تو؟
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

بـه چـه می خنـدی تــو ؟!
بـه مفهـوم غـم انگیـز جـدایی ؟
به چـه چیـز !
به شکسـت دل من یـا به پـیروزی خـویش ؟
به چه می خنـدی تــو ؟!
به نگاهـم که چه مستـانه تــو را بـاور کرد ؟
یـا به افسـونگـری چشمـانت ...
که مـرا سوخـت و خـاکستـر کرد ؟
به چـه می خنـدی تــو ؟!
به دل سـاده من می خنـدی ....
که دگـر تا به ابـد نیـز به فکـر خـود نـیست ؟
خـنـده دار اسـت ...

بـخـنـد ......!



به چه مي انديشي؟
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

بـه چـه می اندیشی ؟

بـه زمین یا به زمــان ؟

به نگاهـم که در آن ... هــاله ی غـم

چـو پرستـوی سیـاهی ز کـران تـا بـه کـران

بـال گستـرده در ایـن دشت سکـوت

بـه چـه می اندیشی ؟

بـه هـم آغـوشی من بـا غمهـا

یـا بـه این رشته ی مـرواریـدی

که ز چشمـم ریـزد ؟

بـه چـه می اندیشی ؟

کاش میدانستـم

بـه چـه می اندیشی ؟

که نگاه تـــو چنین سـرد و صقیـل به سراپـای وجـودم دلسـرد

خنـده ات از سـر زور

و کلامت همه بـا فکـر دلـــم بیگانه

بـه چـه می اندیشی ؟

از تمنـای دلـــم بی خبری ؟

من و احسـاس دلـــم دشمن سختـت هستیـم ؟

یا تقـاصیست که باید به دلـت پس بـدهـم

بـابت عـــاشـق شدنـم ......؟!؟



ايام شهادت جانگداز سرور وسالار آزادگان جهان تسليت باد
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

عشق گفتي كربلا آمد به ياد             هيبت خون خدا آمد به ياد

عکس های ماه محرم و روز عاشورا



دوستت دارم
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

 دوستان عزیز:

در زندگی همه ماها این اتفاق افتاده که از دست همسرمان دلگیر باشیم و چیزی را از او انتظار داشته باشیم که عملا ندیده باشیم. فرقی نمی کنه این انتظار چه از طرف مرد باشه چه از طرف زن، در هر صورت بهتر است که این موارد را هرچند کوچک ولی پرمحتوا بکار گیریم و نتیجه و ثمره ای که از آن بدست می آوریم را سرلوحه کار خود قرار دهیم و اونوقت هست که می بینیم زندگی واقعا زیباست بشرطی که این نکات کوچیک ولی ارزشمند را برای همدیگر به اجرا بگذاریم و عادت همیشگی ما باشد که جزء مهمی از زندگی ما و پایه و اساس خوشبختی را در آن می بینم.
زندگی تان مستدام و پایدار باد.
 
مرد محترم ، شما :

 

به همسرت بگو : دوستت دارم !

 واژه « دوست داشتن » را فقط براي او هزينه كن !

 همسر تو كريستاله ! مواظب باش او را نشكني !

 كاري كن كه به تو ايمان  بياره !

تو بايد تكيه گاه خوبي براش باشي !

 از عشقت براي او هزينه كن ، نه فقط از ثروتت !

 زيبايي همسرت را ستايش كن !  

همدردي و همدلي او را آرام مي كنه !

اگه گفت : تو خيلی بدی !  بگو : عوضش تو خيلی خوبی !

 اگه ناز کرد ! نازشو به قيمت گرون بخر !

اگه گريه کرد ، خيلی دسپاچه نشو ! فقط نوازشش کن !

 اگه گفت : از دست بچه ها خسته شدم !

بگو : بهت حق می دم ! تو خيلی صبوری ! ازت متشکرم !

 اگه اخم کرد ! بهش بگو : اخم نکن , زشت می شی !

اگه باهات قهر کرد ! بگو : قهرت هم مثل مهرت قشنگه ! 

 و تو ای خانم محترم !

 به شوهرت افتخار کن !

 کسی را با او مقايسه  نکن !

 اقتدار و غرور او را نشکن !

 زيبايی او را در عقل او جستجو کن ! 

 قناعت پيشه باش !

 زيباييت را به رخ ديگران نکش !

 ناز کن اما متکبر نباش !

 دلبری و فريبايی و طنازی پيشه کن !

 احساسات زيبايت را با انديشه ای متين همراه کن ! 

 لجبازی نکن که از چشم شوهرت می افتی ! 

 تمکين کن تا تاج سرش باشی !

 پناهگاه شوهرت باش تا فقط به تو پناهنده بشه ! 

 زيبايی با سادگی و بی آلايشی برای تو آرامش بخش تر خواهد بود !

هيچگاه  بدون آرايش مقابل شوهرت نشين !

 اگه عصبانی شد !

بگو : منو ببخش !

در خواست هاتو با ناز و دلبری برآورده کن !

سختی کار شوهرت را درک کن !

او را در مردم داری کمک کن !

وقتی وارد خونه می شه , به پيشوازش برو ! دستشو بگير ! بِزار روی صورتت !



خوش بین باش
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

 
 
خوش بين باش و با خوش بيني انرژي مثبت را به اطراف خود پراكنده كن.
 
به نام خداوند اميدوار  كنندهء قلب هاي نا اميد
 
      در كتاب نظام تربيتي اسلام (جلد دوم) تاليف سيد محمد مرتضوي (عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد)
در بحث روشهاي تحقق خوش بيني نسبت به خداوند روايتي از پيامبر عظيم الشان اسلام نقل شده است كه اين روايت، انرژي بسيار مثبتي به انسان مي دهدهر چند در روايات اسلامي بر خوش بين بودن و حسن ظن به خداوند تاكيد بسياري شده است ،
 لذا براي نمونه به اين روايت كه بر گرفته از اصول كافي ج3ص115است توجه كنيد .
پيامبر(ص) فرمودند:
 
       قسم به خداي واحد ؛ اگر به مومني خير دنيا و آخرت داده شود تنها به جهت خوش بيني او و اميدواريش به خداوند و خوش خلقي و خودداري كردن از غيبت مسلمانان است .
 
       قسم به خداي واحد ؛ خداوند هيچ مومني را بعد از توبه و استغفار عذاب نمي كند مگر به خاطر بد بيني به خدا و نااميدي از خدا و بد خلقي و غيبت كردن مسلمانان .
 
       قسم به خداي واحد ؛ هيچ بندهء مومني به خداوند خوش بين نشد مگر اينكه خداوند نيز با او همچنان رفتار كرد ، زيرا خداوند كريم حيا مي كند كه بنده مومن او، به او خوش بين باشد ، ولي خداوند خوش بيني او را بر آورده نسازد،
پس به خدا خوش بين باشيد و به سوي او گرايش داشته باشيد.
 


آزموني جالب براي تعيين تيپ شخصيت شما
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

آزموني جالب براي تعيين تيپ شخصيت شما

آزموني جالب براي تعيين تيپ شخصيت شما

انواع و اقسام پرسشنامه‌هاي شخصيتي معتبر وجود دارند که مي‌توانند ته‌وتوي شخصيت شما را بريزند روي کاغذ و شما را در شناخت بهتر خودتان ياري دهند. اما جالبي پرسشنامه‌ي زير به اين است که علاوه بر رو کردن بر …

انواع و اقسام پرسشنامه هاي شخصيتي معتبر وجود دارند که مي توانند ته وتوي شخصيت شما را بريزند روي کاغذ و شما را در شناخت بهتر خودتان ياري دهند. اما جالبي پرسشنامه ي زير به اين است که علاوه بر رو کردن برخي ويژگي هاي شخصيتي شما، مي تواند پيش بيني کند که آيا شما مستعد بيماري هاي قلبي هستيد يا نه! چرا؟ اول تست را بزنيد؛ تا بعد!
 

کافي است در مقابل هر يک از 25 عبارتي که در زير مي خوانيد، موافقت يا مخالفت خودتان را با «بله/خير» مشخص کنيد. تا جايي که مي توانيد، از «نمي دانم» اجتناب کنيد. ناسلامتي شما مي خواهيد شخصيت خودتان را بشناسيد!
 


 

1. آيا در مکالمات روزمره ي خود روي برخي کلمات تاکيد مي کنيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

2. آيا سريع غذا مي خوريد و سريع حرف مي زنيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

3. به نظر شما بايد به کودکان آموزش داد تا هميشه بهترين باشند؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

4. آيا وقتي کسي کند و آهسته کار مي کند، بي حوصلگي نشان مي دهيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

5. آيا وقتي ديگران حرف مي زنند، آنها را وادار به تند حرف زدن مي کنيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

6.آيا وقتي احساس مي کنيد محدود شده ايد يا بايد در رستوران، منتظر خالي شدن ميز باشيد، از فرط عصبانيت ديوانه مي شويد
 

بلي           خير              نمي دانم
 

7. آيا وقتي کسي براي شما حرف مي زند، همچنان افکار شخصي خودتان را دنبال مي کنيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

8. آيا سعي مي کنيد در حال اصلاح صورت يا آرايش، صبحانه هم بخوريد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

9. آيا اتفاق مي افتد که در تعطيلات نوروزي يا تابستاني کار کنيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

10. آيا هميشه مباحث مربوط به موضوعات مورد علاقه ي خودتان را دنبال مي کنيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

11. آيا اگر وقت گذراني کنيد، خودتان را گنهکار مي دانيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

12. آيا آن قدر مشغول کار هستيد که متوجه اطراف خودتان يا مثلا متوجه تغيير دکوراسيون خانه نمي شويد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

13. آيا با ماديات بيشتر از مسايل اجتماعي درگير هستيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

14. آيا سعي مي کنيد فعاليت هاي خود را در کمترين زمان برنامه ريزي کنيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

15. آيا هميشه به موقع سر قرار حاضر مي شويد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

16. آيا اتفاق افتاده است که براي بيان نظر خودتان مشت گره کنيد يا مشت بزنيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

17. آيا موفقيت هاي خود را به توانايي سريع کار کردنتان نسبت مي دهيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

18. آيا احساس مي کنيد کارها بايد همين حالا و خيلي سريع انجام گيرد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

19. آيا براي انجام دادن کارهاي خود، هميشه سعي مي کنيد ابزارهايي را به کار ببريد که بيشترين بازده را دارند؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

20. آيا هنگام بازي، آن چه برايتان بيش از هر چير ديگري اهميت دارد، اين است که برنده بازي باشيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

21. آيا معمولا حرف ديگران قطع مي کنيد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
 

22. آيا وقتي ديگران تاخير مي کنند، عصباني مي شويد؟
 

 بلي           خير              نمي دانم
 

23. آيا پس از غذا خوردن بلافاصله از سر ميز يا از سر سفره بلند مي شويد؟
 

 بلي           خير              نمي دانم
 

24. آيا هميشه احساس مي کنيد عجله داريد؟
 

بلي           خير              نمي دانم
25. آيا از عملکرد فعلي خود ناراضي هستيد؟
 بلي           خير              نمي دانم
تفسير آزمون
 

حالا با توجه به جدول ذيل نوع شخصيت خود را پيدا کنيد.
 

 

تعداد بله
 

 

تيپ شخصيتي
 

 

ويژگي هاي اخلاقي
 

 

نکته
 

 

بيشتر از 20
 

 

A
 

 

خيلي مبارزه جو، رقابت طلب، بي حوصله، پرخاشگر، خصومت جو، تحمل نداريد ديگري کار شما را انجام دهد، حاضر به مشاوره نيستيد
 

 

مستعد بيماري قلبي و عروقي
 

 

کمتر از 5
 

 

B
 

 

آرام، آسان گير، کيفيت زندگي براي شما مهم تر از کميت آن است
 

 

در معرض بيماري قلبي نيستيد
 

 

20-13
 

 

متمايل به تيپ A
 

 


 

 

13-5
 

 

متمايل به تيپ B
 

 


 

 


 
 
اين را هم درگوشي از ما داشته باشيد که اگر شما مثل آدم هاي تيپ A فکر مي کنيد اما مثل افراد تيپ B رفتار مي کنيد، روان شناسان به شما مي گويند تيپC . يعني اين که شما دوست داريد مثل تيپ A رفتار کنيد اما حرص مي خوريد و به قول معروف، مي ريزيد توي خودتان. شما مستعد بيماري سرطانيد. پس بهتر است شما هم سري به يک روان شناس بزنيد.

منبع : سلامت ایران


بعد از ظهور
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

در احادیث می‏ خوانیم:«هر گاه مهدی موعود(عج) ظهور کرد و در جنگ پیروز شد و بر شرق و غرب جهان تسلط و سیطره یافت، تمام زمین با یک حکومت جهانی اسلامی اداره می‏ شود. آن حضرت برای تمام سرزمین‏ها، حاکمان لایقی را با برنامه و دستورهای لازم گسیل می ‏نماید که به سبب جدیت و کوشش آنان تمام زمین آباد می‏ گردد. حضرت مهدی (عج) از دور تمام حوادث و جریانات کشورها را در سراسر زمین زیر نظر دارد. در عصر ایشان تمام نقاط زمین آباد می‏ گردد . اصحاب و یارانش نیز از فاصله‏ های دور وی را مشاهده می‏ کنند و با او سخن می‏ گویند. عدل و دادش تمام زمین را فرا می‏ گیرد. مردم با هم مهربان می‏ شوند و با صدق و صفا زندگی می‏ کنند. امنیت عمومی همه جا را فرا می‏ گیرد و کسی در صدد آزار دیگری نیست. وضع اقتصادی مردم بسیار خوب می‏ شود، به طوری که مستحق زکات پیدا نمی‏ شود . باران بسیار می ‏بارد و محصولات زمین، زیاد می‏ شود. توجه مردم به خدا زیاد می‏ شود. دین اسلام، دین جهانی می‏ شود، بانگ توحید همه جا بلند می‏ شود. عقلهای مردم کامل می‏ گردد و سطح معلومات عمومی بالا می‏ رود، به طوری که زنها در خانه خویش از عهده قضاوت بر می‏ آیند.
امام صادق(ع) در خصوص یکی از ویژگیهای جهان پس از ظهور می‏ فرماید:«علم و دانش به بیست و هفت قسمت تقسیم شده، اما تاکنون بیش از دو قسمت در دسترس بشر قرار نگرفته است. وقتی حضرت مهدی(عج) ظهور می‏ کند بیست و پنج قسمت دیگر را آشکار می‏ کند و در بین بشر پخش می‏ نماید.



ماجرای عجیب حضور جن ها در واقعه عاشورا
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

ماجرای عجیب حضور جن ها در واقعه عاشورا

هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود.
در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری  می اید. زعفرجنی گفت :(( کیست که در وقت شادی ، گریه می کند؟!)) دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند وزعفر از آنان سبب گریه را پرسید .آنان گفتند : (( ای امیر ! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی ، در  حین رفتن به آن شهر  ، عبور ما به رودفرات افتاد که عربها به ان نواحی نینوا می گویند .  ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده ودر حال جنگ هستند .وقتی که نزدیک آنان شدیم ، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام ، پسر همان اقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده ، یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی فرمود : ((آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟!)) و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار ، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند . وقتی که این واقعه ناگوار  را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت  می رسانند .))

به محض اینکه زعفر جنی این سخنان را شنید ، تاج شاهی را از سر خود بر داشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد وهمگی با عجله به سوی کربلا حرکت نمودند . خود زعفر گفته است : (( وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم ، دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ رالشکریان دشمن فراگرفته است ، بعلاوه صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم . ملک منصور با چندین هزار فرشته ی دیگر یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از  طرف دیگر ، جبرئیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف ، ودر یک طرف دیگر  اسرافیل ، ملک ریاح ( فرشته بادها ) ، فرشته ی دریاها ، فرشته ی کوهها ، فرشته ی دوزخ و فرشته ی عذاب و... هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند . بعلاوه ارواح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر ( علیهم السلام ) از ادم تا خاتم همه صف کشیده ، مات و متحیر مانده بودند . تمام موجودات و حقیقت کل اشیا در کربلا بودند و همگی گریان . چه کربلا و چه غوغائی .خاتم پیامبران ( ص ) آغوش  خود را گشوده و به امام حسین علیه السلام می فرمود:(( پسرم ! عجله کن ! عجله کن ! به راستی که مشتاق تو هستیم .))
حسین بن علی علیه السلام یکه و تنها در میان میدان  با زخمها و جراحات فراوان ، پیشانی شکسته، با سری مجروح، با سینه ای سوزان و با دیده ای گریان ایستاده بود  و در هر نفسی که میکشید  ، از حلقه های زره خون می چکید اما اصلا" توجهی به هیچ گروهی از ان فرشتگان نمی کرد به من هم کسی اجازه نمی دادتا خدمت ان حضرت برسم  .
همانطور که از دور نظاره میکردم ودر کار ان حضرت حیران بودم ،ناگهان دیدم که اقا امام حسین  علیه السلام سر غربت از نیزه ی بی کسی بلند کرد و با گوشه چشم به من نگاه کرد و اشاره ای فرمود که : ای زعفر ! بیا .در این هنگام   همه فرشتگان به سوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم . من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم : من با نود هزار جن به یاری شما امده ام . اگر بخواهی تمام دشمنانت را قبل از اینکه از جای خود حرکت کنی نابود میسازیم . حضرت فرمود : ای زعفر زحمت کشیدی ! خدا و رسولش از تو راضی باشند . خدمت تو مورد قبول درگاه حق باشد .اما لازم نیست که زحمت  بکشید ،شما برگردید .عرض کردم : قربانت شوم چرا اجازه نمی فرمائید ؟!  حضرت فرمود :  خداوند چنین نخواسته است و باید به لقای حضرت دوست برسم  . اگر من در جای خود بمانم  خداوند بوسیله چه کسی این مردم  نگونبخت را مورد  امتحان قرار دهد ؟ و چگونه از کردار زشت خود آگاه خواهند شد و..........
جنیان گفتند : ای حبیب خدا و ای فرزند حبیب خدا ! به خدا سوگند اگر اطاعت از تو لازم و مخالفت با تو حرام نبود ، سخنت را قبول نمی کردیم  و تمام دشمنانت را پیش از دستیابی به تو از میان می بردیم . حسین بن علی علیه السلام فرمود : به خداوند سوگند که ما بر این کار از شما جنیان تواناتریم  ولی باید حجت بر مردم تمام شود  تا (( آنکس که گمراه می شود با دلیل گمراه شود و انکس که هدایت می شود  با دلیل هدایت شود .))
من (زعفر ) به امر آن حضرت مایوسانه برگشتم  .وقتی که ما جنیان به محل خود رسیدیم ، بساط شادی را جمع کرده و اسباب عزا را فراهم کردیم . مادرم به من گفت : پسرم چه میکنی ؟! کجا رفته بودی که اینچنین ناراحت بر گشتی ؟!
گفتم :مادر ! پسر ان بزرگواری که ما را مسلمان کرد ، اینک در کربلا در چنان حالی است که من رفتم تا یاریش کنم اما ان حضرت اجازه نفرمود و چون امر امام واجب بود ، باز گشتم  .مادرم  وقتی که سخنان را شنید ، گفت : ای فرزند ! تو را عاق می کنم . من فردای قیامت در جواب مادرش حضرت فاطمه (س )  چه بگویم ؟! زعفر گفت : مادر ! من خیلی ارزو داشتم تا جانم را فدای انحضرت کنم ولی ایشان اجازه نفرمود . مادرم گفت : ((بیا برویم ، من همراهت می آیم . مادرم جلو و من با لشکریانم از پشت سرش ، دوباره به سوی کربلا حرکت کردیم  . )) و هنگامی که به انجا رسیدم ، از لشکریان کفار صدای تکبیر شنیدم  و چون نگاه کردیم ، دیدیم  که سر مبارک و درخشان اقا امام حسین علیه السلام  بالای نیزه است و دود و آتش از خیمه های حرم بلند است . مادرم  خدمت حضرت امام سجاد علیه السلام رسید اجازه خواست تا با دشمنان آنان بجنگد  ولی ان حضرت اجازه نداد و فرمود : (( در این سفر همراه ما باشید و در شبها  اطفال ما را مواظبت کنید تا از بالای شتران بر زمین نخورند .))
در نتیجه جنیان اطاعت کردند و تا سرزمین شام با اسیران بودند تا حضرت سجاد علیه السلام  آنان را مرخص فرمود .



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران