نوشته شده توسط : baran20

درد عاشق را دوایی بهتر از معشوق نیست            شربت بیماری فرهاد را شیرین کنید

*********

ترسم به نام بوسه غارت کنم لبت را                      با عذر بی قراری این بهترین بهانه

*********

هر چه میخواهم غمت را در دلم پنهان كنم           سینه میگوید كه من تنگ آمدم، فریاد كن

*********

چند گویید ای مسلمانان که حال خود بگوی
من همی گویم ولی از من که باور می کند

*********

ای مصور صورت یار مرا بی ناز کش
چون به نازش می رسی بگذار من خود می کشم

*********

من دگر شعر نخواهم بنویسم كه مگس

زحمتم می دهد از بس كه سخن شیرین است

 

 



تاریخ انتشار : سه‌شنبه 31 مرداد 1391 | ارسال نظر(0)
از غصه ی فراغت با که سخن توان گفت ؟ !جایی که بین یاران محرم مرا نباشد

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟