محدوده آزمون: از صفحه برکه غدیر تا صفحه بیابان کربلا
غدیر یعنی یک روز گرم و صد هزار نفر جمعیتی که همسفر پیامبری عاشق شدهاند، «حریص علیکم وبالمومنین رئوف رحیم»
غدیر یعنی آخرین ایستگاه، از آخرین حج، از وداع پیامبر با امتش، زادگاهش و آیینش...
آئینی که به خاطر آن حمزهاش را قربانی کرد. خدیجهاش را در رنج و غربت از دست داد و سالهای جوانیاش را، همه وجود و هستی و آبرویش را، بسیار یاران فداکارش را در این راه داد.
غدیر یعنی آنها که عقب ماندهاند، برسند. آنها که جلو رفتهاند برگردند، تا همه با ولایت حرکت کنند.
یعنی همه ادامه رسالت در شاهراه خروشان ولایت...

«که اگر این آیه را به مردم ابلاغ نکنی! رسالتت را به انجام نرسانده ای! »
رسولی عاشق، مردمانی از حج بازگشته، زیر گرمای داغ آفتاب بیابان، گویی هنوز معرفت این مردمان به قدری نیست که تاب بیاورند حضور دو آفتاب دیگر را در کنار آفتاب!! چطور و پس از حجی ابراهیمی آن هم با داشتن چنین همسفرانی میشود بیعت کرد و تبریک گفت و چندی بعد...
چندی بعد، مدینه و غربت و بیت الاحزان زنی تنهای تنها، که نه از درد پهلو، بلکه از درد قلبی که از امت پدر شکسته، دور از مردم مدینه میگرید. که به خاطر گریه های مدامش او را به شکوه آمدهاند!
راستی چقدر حافظه عاشقی این مردمان حقیر است!!
چندی بعد، مدینه و علی. با دستهای بسته؛ و علی با شمشیری در نیام. شمشیری که یک ضربهاش به عبادت ثقلین میارزید. وبازوانی بسته! بازوانی که درب قلعهها از جا دریده بود. باور اینکه بشود دستهای علی را بست، دشوار است. باور اینکه بشود درب خانه زهرا «فاطمه بضعه منی» را به آتش کشید، دشوار است.
مگر اینکه علی شمشیر از نیام بیرون نیاورد، تا اسلام با همان اسمش هم که شده بماند؛ و زهرای اطهر به سوگ محسن نشست و اولین شهید ولایت شد تا اذان بر سر منارهها بماند، حتی بدون «اشهد ان علی ولی الله»
و اگر غدیر را بزرگترین بد عهدی مردمان تاریخ ننامیم پس آنرا چه نام دهیم!؟
غدیر کربلای عوام بود، کربلا غدیر خواص ...
در غدیر با آنکه بیعت گرفته شد! جفا شد. اما در کربلا با آنکه بیعت برداشته شد، وفا شد.
و امروز اگر ما هستیم با هزاران عهد صبح گاهی، و او هنوز نیامده...
ما هستیم با هزاران العجل، با هزاران ندبه و آه و اشک، ما هستیم و او هنوز نیامده...
شاید، شاید ما از جنس مردمان حاضر در آن روز گرم کنار آن برکه هستیم که او هنوز نیامده...
اما شاید هم باید با عبور از آزمونهای سخت زندگی امروز و آزمون عهدهایی از جنس «ما اهل کوفه نیستیم علی ...»
ثابت کنیم که ما، اگر چه کربلایی نیستیم اما! خدا کند که کوفی نباشیم!