نوشته شده توسط : baran20

ميشه خدا رو حس كرد تو لحظه هاي ساده

تو اضطراب عشق و گناه بي اراده

بي عشق عمر آدم بي اعتقاد مي ره

هفتاد سال عبادت يك شب به باد مي ره

وقتي كه عشق آخر تصميمشو بگيره

كاري نداره زوده يا حتي خيلي ديره

ترسيده بودم از عشق عاشق تر از هميشه

هر چي محال ميشد با عشق داره ميشه

عاشق نباشه آدم حتي خدا غريبس

از لحظه هاي حوا هوا مي مونه و بس

نترس اگه دل تو از خواب كهنه پا شه

شايد خدا قصتو از نو نوشته باشه

وقتي كه عشق آخر تصميمشو بگيره

كاري نداره زوده يا حتي خيلي ديره

ترسيده بودم از عشق عاشق تر از هميشه

هر چي محال ميشد با عشق داره ميشه



تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | ارسال نظر(0)
از غصه ی فراغت با که سخن توان گفت ؟ !جایی که بین یاران محرم مرا نباشد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران