با اهداء سلام و عرض خیر مقدم حضور مهمانان گرامی
لحظات آسمانیی رو تو روزگار زمینی براتون آرزومندم .
******************************
« دلت را متوجه خدا کن تا دل ها متوجه تو گردد.»
يا علي
******************************
کجایی آخه ، یه نامی یه نشونی ، یه خبری رفیق مدعی
مي داني از كجا به تو آورده ام پناه از آن طرف كه كاسه ي من شد پر از گناه ازآن طرف كه هرچه بگويم هبوط بود آن سو كه دل به نيمه نگاهي منوط بود تا دلزكفتري كه ندارد جدا شود هي گيج مي خورد به قفس تا رها شود هي گيج مي خورد بهقفس تا بيني اش هي شوق و هي شهامت و هي شعله و عطش امشب دوباره بي پر و بالمكمي ببار مردم در انجامند عطشناك انتظار پرواز در حصار زمستان تكيدهاست از آن طرف براي دلم شاپرك بيار آدينه ها مسير نگاهم كبوتري است رو كنبه شهر خاطرم اي آسمان تبار مي آيي از تنفس شرجي ترين طلوع بر چشم فرش صبحنگاهم قدم گذار بي شك تمام پنجره ها سبز مي شوند در پيشواز مقدمت آبي ترينبهار مانده است در تزلزل دستم كوير دل باران ترين سخاوت جاري! نميببار اقرار ميكنم مه من بي تو شب شده است نخل دلم زغيبت تو بي طرب شدهاست اقرار مي كنم كه تو از سيب هم سري از بوي هر چه گندم و انجير برتري ايآسمان مسير تماميت درخت والاترين ظهور خدا،حرمت درخت در انجماد فاصله ات پيرمي شوم مولا دوباره بي تو زمين گير مي شوم اين روزمگر قفس مي كشد مرا هيمي چراندم و سپس مي كشد مرا اي آسمان مسير تماميت درخت والاترين ظهور خدا،حرمت درخت هرجا كه شب تمام شود ابتداي توست خورشيد سهم كوچكي از روشنايتوست دريا غزل به خاطر اين دل نمي ببار باران، حضور ممتد وبي ادعايتوست از پا نشستن است نصيب صبوري ام مي دانم ايستاده شكستن براي توست هرگزنفس به گرد حضورت نمي رسد اين هيمنه حضور رفيع و رهايتوست شب،شعله،شوق،عشق،شهامت و نقطه چين اينها همه شروع من مبتلايتوست ديدي چگونه آخر اين شعر خسته ام از بس كه جمعه ها سر راهت نشستهام از بس گريستم همه ام را به پاي تو عاشق ترين حضور دلم هم براي تو سختاست انجماد عطشناك انتظار مولاترين به خاطر اين دل نمي ببار