نوشته شده توسط : baran20

پنجره ! ای کاش باران می شدم

می چکیدم مهربان بر گونه ات

 

مثل یک صبح بهاری می شکفت

خنده رنگین کمان بر گونه ات

 

پنجره ! ای کاش باران می شدم

می نشستم بر نگاه خسته ات

 

با حکایت های شادی از نسیم

باز می شد اخم های بسته ات

 

پنجره! ای کاش باران می شدم

مثل یک موسیقی نرم و قشنگ

 

مثل یک اواز خوب و ماندنی

می شدم همراه با دلهای تنگ

 

پنجره ! ای کاش...

 



تاریخ انتشار : جمعه 03 شهریور 1391 | ارسال نظر(0)
از غصه ی فراغت با که سخن توان گفت ؟ !جایی که بین یاران محرم مرا نباشد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران